تبليغاتX
فریادخاموش

هرماه ۷۰ دکتر و ۴۵۰ فوق‌لیسانس از ایران مهاجرت می‌کنند

آبان ۱۹م, ۱۳۸۸

بر اساس گزارش جدید صندوق بین‌المللی پول، ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان ۹۱ کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا کسب کرده است.
صندوق بین‌المللی پول گزارش داده است که سالانه حدود ۱۸۰‌ هزار ایرانی تحصیلکرده به امید زندگی و یافتن موقعیت‌های شغلی بهتر از کشور خارج می‌شوند‌. این صندوق بین‌المللی در گزارش خود می‌افزاید که رقم خروج حدود ۱۸۰‌هزار نخبه تحصیلکرده از ایران‌، به معنی خروج سالانه ۵۰ میلیارد دلار ارز از کشور است‌.
طبق این آمار هم‌اکنون بیش از ۲۵۰‌ هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از ۱۷۰‌ هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه ۳/۲ نفر با مدرک دکترا، ۱۵‌ نفر با مدرک کارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرک کارشناسی از کشور مهاجرت کرده‌اند‌.
طبق این آمار ماهانه ۷۰نفر با مدرک دکترا و بیش از ۴۵۰نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد از کشور خارج می شوند.

+ نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه بیستم آبان 1388 و ساعت 14:46 |
این ماله چون حجم بسیار بالایی داشت فقط لینکش رو گذاشتم:

http://isen.ir/wp-content/uploads/2009/05/13880231_production_doc.pdf

+ نوشته شده توسط سهیل در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 15:55 |

 

در اين مقاله مساله طراحي كوتاهترين مسيري كه با هر يك از دپارتمانهاي بلاك چيدمان همسايه باشد، در نظر گرفته مي شود . براي اين مساله يك مدل برنامه ريزي عدد صحيح ارايه مي شود . تابع هدف، كمينه كردن طول مسير است. مسير بايد همبند بوده و با هر يك ازسلولها حداقل در يك ضلع همسايه باشد . در مدل يكي از روشهاي مدلسازي كه براي طراحي كوتاهترين تك حقله ارايه گرديده است، مورد استفاده قرار مي گيرد. براي حل مدل از يك الگوريتم شاخ ه و برش ساده استفاده مي شود . نتايج نشان مي دهد كه مسايلي با اندازه هاي كمتراز 45 سلول با يك نرم افزار حل كننده مسايل برنامه ريزي عدد صحيح به سادگي قابل حل هستند.

برای دریافت متن کامل به آدرس زیر مراجعه کنید

http://isen.ir/wp-content/uploads/2009/03/13871219_optimization_doc.pdf

+ نوشته شده توسط سهیل در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 15:53 |
 

لوگوی گوگل امروز 7 اکتبر به مناسبت شصت و یکمین سالگرد ابداع بارکد شبیه به بارکدی شد که بی شک پس از آنکه در مقابل یک دستگاه بارکدخوان قرار گیرد تبدیل به لوگوی همیشگی خواهد شد. ایده بارکد را نورمن جوزف وودلند و برنارد سیلور توسعه دادند 7 اکتبر 1948 این دو دانشجوی دانشگاه درکسل با استفاده از کدهای مورس بارکدهای تخم مرغی شکل را اختراع کردند و اختراع خود را به ثبت رساندند.

13880716_Google Logo
این دو دانشجو برای ایمن کردن بارکدها از دستگاههای گرمایی استفاده کردند به طوریکه گرمای ساخته شده از لامپی که برای روشنایی استفاده می شود و وزن ناشی از آن موانع غیرقابل عبوری بودند که از افشای کدها جلوگیری می کردند.

گام بعدی آنها توسعه فناوری لیزری بود که دستگاههای بارکدخوان را می ساخت این دستگاهها از مدارات مجتمعی ساخته شده بودند که امکان رمزگشایی کدها را میسر می کردند.

سیلور در سال 1963 و قبل از آنکه کاربردهای متعدد این اختراع خود را ببیند در سن 38 سالگی مرد.

در سال 1972 “وودلند” که در آن زمان در “آی بی ام” کار می کرد، بارکدهای خطی را توسعه داد این بارکدها در 3 آوریل 1973 با نام UPC (کد محصول یونیورسال) ارائه شد.

26 ژوئن 1974 اولین محصول که یک بسته آدامس آمریکایی بود با استفاده از یک بارکدخوان در سوپرمارکتی در اوهایو فروخته شد این بسته آدامس هم اکنون در موزه ملی تاریخ اسمیت سونیان در آمریکا نگهداری می شود.
در سال 1992 وودلند از جورج بوش پدر مدال ملی فناوری را دریافت کرد.

به گزارش مهر، بیشتر بارکدها یک کد کنترل دارند که دستگاه بارکدخوان می تواند آن را بخواند و برای اطمینان از اطلاعات مندرج در بارکد آن را بررسی کند.

امروزه دستگاههای بارکدخوان بیش از گذشته مینیاتوری شده اند و حتی در آینده ای نزدیک تلفنهای همراه نیز می توانند مجهز به این دستگاهها شوند.

بارکدها در زندگی فناوری تمام مردم جهان نقش مهمی ایفا می کنند و به همین دلیل بزرگترین موتور جستجوی دنیا شصت و یکمین سالگرد اختراع این کد مهم را با تغییر لوگوی خود جشن گرفت

+ نوشته شده توسط سهیل در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 15:49 |
نمی دانم شاید ادم ها دوست دارند دروغ بشنوند ؟ شاید راستگویی و دروغگویی جایشان عوض شده؟ شاید دیگر قحطی راستگویی شده که مردم هیچ حرفی را راست نمی دانند؟جالب است که وقتی راست می گویی به تو با دیده تحیر و تعجب نگاه میکنند چنان که گویی خواسته ای به آنها اثبات کنی قضیه نسبیت را! اما وقتی دروغ می گویی چنان باور می کنند که انگار خوانده ای وحی منزل را برگوش! شاید این بزرگترین نسبیت دنیا باشد که نسبت می دهند راست را به دروغ و دروغ را به راست ! شاید مردم ما خالی شده اند از خوشبینی! البته حق دارند جایی که کدخدا دزد باشد رعیت را با گرگ گله و تازی و مغول  دوستی بسی عمیق تر است! وقتی می بینی هر چیزی دز همه معنا جلوه می کند الا در قالب خود دیدن ادمیای که یا مایع اند و یا گاز تعجبی ندارند حد اقل گاز ها بهترند چون حتی اگر شکل جامعه به خود بگیرند باز هم از تکاپو نمی ایستند!! جامدات را دیگر باید در کتاب های ترمودینامیک ویا لابلای برگ های تاریخ جست نمی دانم چه شده که مردم دیگر به هیچ شکلی از ماده قانع نیستند و رفته اند به دنبال حالات خاصی چون کره یا ژله که نه اینند ونه آن! آه گل ابریشم..... کاشکی من هم ناتانائیل داشتم

کاشکی مجبور نبودم در کودکی کارتون هایی چون میو میو عوض میشه را ببینم تا اماده شوم برای دیدن تعویض روح ها که صف آن از صف تعویض روغنی ها هم شلوغ تر است باز هم تعویض روغنی بسی بهتر است چون روغن سوخته به درد کف کارگاه می خورد اما ارواح سوخته را نمی دانم ... مرجوعی قبول می کنند یا نه! نمی خواهم بگویم من دیگر نیستم! می خواه بگویم من تا کنون نبوده ام.....! شاید...اما تازه آمده ام از راهی دراز ! با کوله باری از حرف! نمی دانم آن روز که به تو در بالای قله ی خوشبختی سلام می کنم باز هم مرا می شناسی ؟ اما من می شناسمت ! می دانمت! درکت میکنم چنان که گل قطره ی شبنم صبحگاهی را!  و آنگاه است که در می اورم رخت ولباس این دنیا را و به تو نشان می دهم زخم هایی را که بر من زدند آدمیان تا تو آنها را درمان کنی ! آخر این زخم ها زخم خنجر نیست زخم دل است و حکایت نای و نی! واین فقط تویی که می فهمی مرا!گل ابریشم به خدایت می سپارم تا روز رستگاری!

در آن درخشش صبح و آنجا باز میگویمت  حکایت هجران را!وقتی که تمامی دنیا با من سر جنگ داشتند سپر انداختم و تو را تنها گذاشتم اما ای کاش بدانی که اگر می ماندم انتقام شکست را از تو می گرفتند !سبز و پاینده می خواهمت هر چند دور از خود! هر چند که نفس کشیدن بی هوایت مقدور نباشد هر چندکه ندانی می خواهمت آنچنان که گیاه آب را یا شب ماه را ! پاینده بادی گل ابریشم!

+ نوشته شده توسط سهیل در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 20:33 |

real life is the second you're in cause the past has been past and future has'nt come yet!

the second is the reality and the reality is what you do!

if u have believe in what u do for sure u get success!

but if u dont !you must'nt get worried and let it goes cause if u fail to plane u plan to fail ! dont loose your hope ! if u have belive in god  trust him ! and  do what is necessery !cause god just will help the ones who are good walkers ,dont hurry and walk fast and dont be slow and let it goes ,do your work as well and know GOD always is with u! but never forget this never say never !every thing is possible as an example i my self have been rejected  more than 12 times but finally iget it cause i never loose my faith and hope and i have strong belief on my aimes!

just do your work and laugh to the problems !

+ نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 15:53 |
من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم.
+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 14:37 |
شیشه ی پنجره را باران شست

نقش روی تو را

چه کسی از دل من خواهد شست؟

+ نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 6:56 |
میگم واقعا سخته ادم هم روزه بگیره هم درس بخونه ها !حتما شماهم موافقین!به این دلیل بنده روزه نگرفتم که درس بخونم دیدم حسش نیست درس هم نخوندم!چون به اینجا رسید دیدم زمان گذشت و دامنم از دست برفت!تصمیم گرفتم روزه بگیرم شاید به این بهانه از عذاب وجدان درس نخوندن راحت شم! دیدم ما که بیکار یم چه کنیم !آخه چند دست ژنرال در روز !این بود که نشستم درس خوندم !ژس می بینیم که گاهی بهتر است ارادهکنیم هیچ کاری نکنیم تا همه چیز حل شود!

اما نکته اینجاست  نباید مشکل رو با مسئله اشتباه گرفت!من قصد داشتم همیشه مشکلات رو حل کنم اما باید مسائل رو حل کردُ با یک دست نمیشه چند تا هندونه بلند کرد اگر هم برداری یا هندونه میفته یا دست تواز کار ُ ممکنه بشه درخت گرمسیری رو توی گلخونه تو قطب پرورش  داد ام مسلما میوش به خوش طعمی میوه های دیگه نخواهد بود

so i decide to stand in sky of my life as an eagle and hunt every thing that i want

+ نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 12:32 |
خیلی خیلی خوش میگذره !خداروشکر ان شاالله اگر خداوند منان لایق بداند مرا کارم به کار است الحمدلله!

الهی شکککککککککککککککککککککککککککککککککککککرررررررررررتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 19:52 |