تبليغاتX
فریادخاموش

i went to the bojnord to meet one of my highschool friend's he was coming to bojnord and had called me more than 8 times to see me after a long time about 10 years ,not only i didnt remember him the first time he called me but also after i had spoken to him more than 8 times still i couldnt remember his face ,i went to bojnord so as to back track this adventure and after all today i see him he ride me to the school we both were student we meet one of our teacher that i owe him all i have today i love him because he had punished me when i want him to that couse i was the first between all of the my schoolars and and i never had the chance to experienc this entertainmen because it was so funny! any way my friend was one of the ones who hate the lessons at that time so i as a monk advice him to change his mind and i speak to  him for an hour ! today he told me that my words change his life and couse him to succeed i feel happy first but in a blink of an eye i feel so deeplythat im nothing couse i forget the things that i had benn told to my friends one day! but this occurence grant me a new soul and new energy to became what i was in past!and ill proof it that im able to do any yhing whenever i decide to do something now i had to go but next time i com ill be nearer to the person i deserve to be i dont protend that im so smart or strong or any thing but i have a god that is able to do every thing and i want every thing from him not any one else! so be it!

goodluck   

+ نوشته شده توسط سهیل در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:38 |
مدیریت ریسك به چه معناست ؟

مدیریت ریسك یعنی استفاده از مهارتهای افراد و یا گروهها به منظور حصول اطمینان از شناسایی تمام ریسك‌ها ، اندازه‌گیری و اجرای آنها در پروژه .

هركسی كه با مدیریت پروژه و یا فعالیتهای میانی پروژه‌ها سروكار دارد ، بایستی بداند كه مدیریت ریسك چه كاری می‌تواند انجام دهد .

تلقی افراد از ریسك ، عمدتا تاثیر منفی آن بر زمانبندی و هزینه پروژه است . در غالب اوقات ، ریسك معرف اثر منفی بر پروژه تلقی می‌گردد ؛ در صورتی كه ریسك می‌تواند دریچه‌ای بر فرصتها ، توسعه ، بهبود و یا تفكر جدید نیز باشد .

در راهنمای پیكره دانش مدیریت پروژه PMBOK ، مدیریت ریسك شامل چهار فرایند به شرح زیر معرفی گردیده است :

1- شناسایی و تعیین ریسك .

2- تجزیه و تحلیل ریسك .

3- واكنش به ریسك .

4- كنترل واكنش به ریسك .

هریك از فرایندهای فوق در مدیریت ریسك دارای مجموعه‌ای از وظایف و مسئولیتها هستند . اجازه دهید با تعریف یك مجموعه از ریسك ، مطلب را آغاز كنیم :

یك مجموعه از ریسك عبارت است از گروه‌بندی رویدادهای ریسك بر حسب نوع و یا پروژه . مفاهیم دیگری در PMBOK به شرح زیر ارایه شده است :

1- رویداد ریسك ؛ رخدادهای گسسته با اثرات مثبت و یا منفی بر پروژه .

2- شناسایی ریسك ؛ تعیین ریسك‌های محتمل كه بر پروژه اثرگذارند و مستندسازی ویژگیهای هریك از آنها .

3- كمی كردن ریسك ؛ ارزیابی ریسك‌ها و تبادل آنها به منظور ارزیابی محدوده نتایج پروژه .

4- توسعه واكنش به ریسك ؛ عكس‌العمل نسبت به تغییرات ریسك در طول دوره پروژه .

در گام آتی مراحل اساسی در پیاده‌سازی مدیریت ریسك را بیان خواهیم نمود ...

 

 

مراحل اصلی در پیاده‌سازی مدیریت ریسك كدامند ؟

بسیاری از پروژه‌ها كه فرض می‌شود تحت كنترل هستند ، با ریسك به عنوان رخدادی شناخته‌نشده روبرو گردیده و كوشش می‌كنند آن را كنترل كنند . اكثر پروژه‌ها چنین رخدادهایی را به خوبی از سر رد می‌كنند ولی با یك تلاش جامع مدیریت ریسك ، رویدادهای ریسك قبل از وقوع شناسایی و كنترل می‌گردند و یا برنامه‌ای تهیه می‌شود كه در زمان وقوع این رویدادها با آنها مقابله كند .

با درنظر گرفتن این مفاهیم پایه‌ای امكان مقابله با ریسك به وجود می‌آید . لذا ابتدا باید نسبت به شناسایی ریسك‌های محتمل پروژه اقدام كرد ؛ این كار با دسته‌بندی ساختار كارها و با پرسش چند سوال از خود و یا اعضای گروه پروژه ، امكان‌پذیر است . مثلا : درموقع نیاز به منبعی یا منابعی كه در دسترس نیستند چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ اگر كنترلی در مورد مولفه‌ای كه بر پروژه اثرگذار است نداشته باشیم چه اتفاقی می‌افتد ؟ بدترین سناریو چیست ؟ چه چیزی باعث آن می‌گردد ؟ چه قدر وقوع این اتفاق محتمل است ؟ عواقب آن چیست ؟

ممكن است سوالهای دیگری نیز به ذهن شما خطور كند كه البته این سوالها سرآغاز خوبی است كه شما را در مسیر درست هدایت كند . هرچیزی كه به مغز شما خطور می‌كند فهرست كنید ، سپس در مرحله بعد تعیین كنید كه آیا نیاز به مقابله و پیشگیری ریسك است و یا بایستی تا زمان وقوع آن صبر كرد . اگر ریسك‌ها را مشخص كنید و تصمیم بگیرید كه هیچ عملی نباید انجام گیرد باز بهتر از آن است كه آنها را شناسایی نكرده باشید . پس از این مرحله تمام ریسك‌های شناسایی شده را كمی كنید ؛ ابتدا ریسك‌ها را دسته‌بندی و سپس احتمال وقوع هر ریسك را تعیین كنید . برای تخصیص مقادیر احتمالی به ریسك‌ها از مقادیر پیشنهادی زیر می‌توانید استفاده كنید :

قریب الوقوع = 85%

بالا = 85%

محتـــــمل = 60%

یامتوسط = 50%

ممــــــكن = 40%

پایین = 15%

غیرمحتـمل = 15%

اكنون احتمال وقوع هر ریسك قابل محاسبه است . راه دیگر ، نسبت دادن درصد وزنی به هریك از ریسك‌هاست . مشكل اصلی این روش آن است كه همواره داده‌های تجربی به اندازه كافی در دسترس نیستند تا این كار به دقت انجام گیرد . در این روش معمولا افراد باتجربه‌ای مبادرت به این كار می‌كنند كه تجارب جامعی از انواع رویدادها در پروژه‌های مختلف كسب كرده‌اند ؛ مجموع درصدهای تخصیصی به رویدادها بایستی صد باشد .

در مرحله بعد به هر ریسك ، یك مقدار نسبت دهید . این مقدار می‌تواند در صورت نیاز برحسب هزینه و یا زمان باشد ؛ به عنوان مثال اگر هدف تعیین زمان اتمام پروژه است ، هر ایده‌ای در مورد مدت زمان فعالیتها می‌تواند یك سناریوی ریسك محسوب شود . در این مرحله می‌توان مقدار حقیقی ریسك را با محاسبه حاصلضرب مقادیر تخصیص داده شده به ریسك و احتمال وقوع آن به دست آورد و با توجه به نتایج حاصل می‌توان نسبت به انجام عملی یا به تعویق انداختن آن تصمیم‌گیری نمود .

بعد از انجام مراحل مدیریت ریسك ، می‌توانید فرایندهای نگهداری مجموعه ریسك را آغاز كنید . برای این كار بازنگری دوره‌ای ریسك را آغاز كنید كه مبتنی بر پیچیدگی و مدت پروژه و وقوع تغییرات پروژه است .

آغاز اجرای این كار ممكن است بیهوده و هزینه‌زا به نظر آید اما چنانچه یكبار این كار را انجام دهید و ریسك‌ها را شناسایی و به صورت كمی آنها را كنترل كنید در آن صورت به ارزش مدیریت ریسك پی خواهید برد . بنابراین در مرحله نخست اقدام به شناسایی ریسك‌های پروژه در بالاترین سطح WBS كنید و از اینكه راه به سطوح پایینتر می‌یابید نگران نباشید . بعد از چند بار انجام این كار ، مساله خیلی واضح‌تر خواهد شد .

ما در دنیای مخاطرات ریسك زندگی می‌كنیم . باید ریسك‌ها را تحلیل كنیم ؛ اگر با آنها برخورد داریم باید آنها را شناسایی و در مجموع تمام ریسك‌ها و عواید آنها را باید ارزیابی كنیم . منافع حاصل از مدیریت ریسك ممكن است تا غلبه پروژه بر آن ملموس نباشد اما به خاطر داشته باشید كه كسی كه از برنامه‌ریزی اجتناب كند به طور حتم برنامه شكست پروژه خود را طرح‌ریزی نموده است !


+ نوشته شده توسط سهیل در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:22 |