الهی شکککککککککککککککککککککککککککککککککککککرررررررررررتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!!!!!!!
|
خیلی خیلی خوش میگذره !خداروشکر ان شاالله اگر خداوند منان لایق بداند مرا کارم به کار است الحمدلله! الهی شکککککککککککککککککککککککککککککککککککککرررررررررررتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!!!!!!! + نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت
19:52 |
همیشه در قلبت گورستانی برای اشتباهات دیگران داشته باش! و روز به روز قبرهای بیشتری بکن!شاید رستگار شوی!
+ نوشته شده توسط سهیل در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت
11:35 |
بسم الله.....
شروع می کنم!نه!ادامه می دهم!با تو!برای تو !تا تو! بمان گل ابریشم......! لحظه ای درنگ کن من دلقک نیستم! نقاش هم نیستم! رنگ می بازم و رنگ می گیرم با نگاهت! شاد باش و شادی کن و آتش نابودی بزن بر غم هایم! معصومیت را بو می کشم از نگاهت! غرور قدم هایت!سونامی خون است برقلبم اما غرق شدن را بر قایق نجات عزیز تر می دانم! ذهنم را پر کن تا آنقدر سنگین شود که دیگر هوای عرش نداشته باشد و بر زمین میخکوب شود! بهانه ای شدی برای زنده ماندن! سرودی باش برای خواندن بگذار کاملت وجودم سر فراز بماند! در این روزها که همچون دون کیشوت به جنگ آسیاب ها می روم! گل ابریشم کنارم بمان تا بتوانم جامه سکوت بدرم و نشان بدهم راه و رسم دلاوری آرش کمانگیر را! گل ابریشم....پابنده بادی! گل ابریشم....................!
+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
23:16 |
I do not know you well, but what I know + نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
9:36 |
برای پایان امروز چند جمله از شاتو بریان:
گاهی بی رنگی از هر رنگی زیباتر و مفیدتر است. * وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند .
* یک اراده خم نشونده ، بر همه چیز، حتی بر زمان قالب می آید.
+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
9:25 |
منظور از تفكر خلاق چيست؟ كاربرد آن كجاست؟ چه مواقعي نبايد از تفكر خلاق استفاده كنيم؟ تفاوت و رابطه اين روش تفكري با روش هاي تفكري ديگر چيست؟ چرا بايد از تفكر خلاق استفاده كنيم؟ اگر از آن استفاده نكنيم چه پيش ميآيد؟آيا توانايي تفكر خلاق در همگان وجود دارد، يا تنها عده اي از آن برخوردارند؟علل متفاوت بودن ميزان شكوفايي آن در افراد مختلف چيست؟ عوامل موثر و موانع شكوفا شدن آن، كدامند ؟آيا توانايي تفكر خلاق، اكتسابي است؟ چگونه توانايي تفكر خلاق را به دست آوريم؟ (در خود شكوفا سازيم؟) از كجا آغاز كنيم؟...
اين سؤالات از جمله سؤالات مهمي هستند كه پيرامون تفكر خلاق مطرح اند.جهت آشنايي با اين روش تفكري، قصد داريم به تعدادي از سؤالات مطرح شده بپردازيم.براي درك تفكر خلاق، ابتدا مروري بر تعريف تفكر مينماييم.از يك ديدگاه، تفكر، عملي ذهني است و زماني مطرح مي گردد كه انسان با مسئله اي مواجه است و خواستار حل آن است.
در اين هنگام در ذهن، تلاشي براي حل مسئله آغاز مي گردد كه اين تلاش ذهني را، تفكر مي نامند. فعاليت براي حل مسئله، از مراحلي تشكيل شده است كه از تعريف مسئله به طور شفاف، روشن و ملموس، آغاز مي گردد و با پيدا كردن راه حل هايي براي حل مسئله ادامه مي يابد و با به كارگيريِ عملي بهترين راه حل و يافتن جواب نهايي به پايان مي رسد.هر يك از روش هاي تفكري را مي توان متدهايي دانست كه به كمك آنها، قسمتي از فرايند حل مسئله، با موفقيت طي مي شود.
بر اين اساس تفكر خلاق (يا به بيان دقيق تر، روش هاي تفكر خلاق) شيوهايي تفكري هستند كه به كمك آنها و براي حل مسئله، راه حل هاي و متنوعي به دست مي آيد.از اين طريق احتمال دستيابي به مناسب ترين راه حل بالا مي رود.نمايند، در صورتي كه هر يك از آنها، تنها قسمتي از كار حل مسئله را به عهده دارند. به عنوان مثال: وظيفه تفكر خلاق در فرآيند حل مسئله، تنها یافتن راه حل است.
با تفكر خلاق بهترين راه حل هم انتخاب نمي شود، بلكه فقط یافتن راه حل، صورت ميگيرد. يكي از معضلات روش هاي تفكري، توقعاتي است كه در ذهن اغلب افراد نسبت به اين روش ها وجود دارد.هر روش تفكري، براي قسمت خاصي از فرايند حل مسئله به كار ميرود و داراي فضا و حال و هواي ويژهاي است. براي مثال در مرحله تنظيم صورت مسئله و يا در مرحله انتخاب بهترين راه حل از ميان راه حل هاي به دست آمده، فضاي ذهني، فضايي جدي و رسمي است. هنگامي كه براي حل مسئله از تفكر خلاق جهت ايده يابي استفاده ميشود، فضاي ذهني، فضايي نرم و لطيف، شوخ و غير رسمي است.
از خطرات و معضلاتي كه امكان وقوع آن در فرايند حل مسئله وجود دارد، عدم رعايت اين فضاهاي ذهني است. برای مثال: در جايي كه فضا جدي است، (مرحله انتخاب مناسب ترين راه حل، از ميان راه حل ها ) غير رسمي و شوخ برخورد كرد (يعني فضاي ذهني تفكر خلاق را داشت) و يا در جايي كه فضاي غير رسمي لازم است (فضاي لازم براي تفكر خلاق) جدي بود.بسياري از انسان ها در زندگي خود به نوعي با مسئله اي مواجه اند و در نتيجه بايد براي حل آن تلاش كنند. در بسياري از موارد، افراد داراي مسائل مشابه و مشتركي هستند به عنوان مثال مسئله تأمين معاش، مسائل خانوادگي و اجتماعي و ... نتايج حاصل از تلاش افراد مختلف در حل اين مسائل مشترك، بسيار متفاوت است.
يكي از دلايل اين تفاوتها را ميتوان در تفاوت راه حلهاي به دست آمده براي حل اين مسائل، دانست. اين تفاوت، ريشه در ميزان شكوفا بودن توانايي يافتن راه حل (تفكر خلاق) افراد دارد. واكنش افراد در مقابل آشكارشدن اين تفاوت، به طور معمول جملهاي توجيهكننده است و آن اين است كه: « افراد با هم فرق دارند و توانايي تفكر خلاق، ذاتي است و مخصوص عدهاي خاص است و چون اين توانايي در ما به وديعه گذارده نشده است، موفق نيستيم و نمي توانيم راه حلهاي ويژهاي براي مسائل بيابيم». اما تحقيقات جديد نشان ميدهد كه توانايي تفكر خلاق، به صورت بالقوه در اختيار همگان قرار دارد و ميزان شكوفا يي اين توانايي است كه در افراد مختلف، متفاوت است و از علل آن، تفاوت در ميزان توجه فرد به آن و تلاش در شكوفا نمودن آن است. تحقيقات جديد، معرف آن است كه تفكر خلاق، اكتسابي و قابل يادگيري است.
با فهم و تسلط بر شيوههاي تفكر خلاق، ميتوان در جهت دستيابي به ايده هاي بسيار قدرتمند، عمل نمود.اولين قدم جهت شكوفاسازي توانايي تفكر خلاق، آن است كه شخص بخواهد اين توانايي را به دست آورد و براي به دست آوردن آن، وقت و انرژي صرف كند و از آن مهمتر، نرم و پذيرنده است و براي پذيرش تغيير آماده است. با رعايت اين شرط ها در عمل، خود به خود گام مهمي در جهت خلاقشدن و خلاقانه تفكر كردن برداشته مي شود. پس از اين كار بايد با دانش و فنون تفكر خلاق، خصوصيات، رفتار، و منش افراد خلاق و نوآور آشنا شد و آنها را در متن زندگي به كار برد، بايد خواست و چنان شد كه افراد خلاق هستند.
يكي از خصوصيات بارز افراد خلاق، آن است كه توانايي "نوع ديگر ديدن"، در آنها زنده و فعال است. منظور از "نوع ديگر ديدن" اين است كه تنها به يك حالت، به يك تعريف و يك تعبير از رويدادها اكتفا نكرد و از خود پرسيد كه غير از اين، چه تعبير ديگري ميتواند براي اين رويداد خاص وجود داشته باشد.تكنيكي وجود دارد كه فرايند اخير را در انسان فعال ميسازد.
اين تكنيك ساده، پرسیدن يك سؤال از خود، در هنگام مواجهه با مسائل و موضوعات است. اين سؤال حركتدهنده در جهت توسعه نگاه انسان، سؤال "ديگه چي؟" است كه موتور تفكر خلاق فرد را روشن مي كند و از اين طريق شخص، خود را وادار ميسازد كه به دنبال برداشتها و تعابير ديگري از موضوع برود و به يك تعبير، بسنده نكند.هر چه در مورد يك موضوع، تعداد تكرار اين سؤال، بيشتر باشد، دستاورد آن بيشتر خواهد بود. اين دستاورد، دستيابي به ايدههاي هرچه بيشتر است. البته اين امر، اسبابي دارد كه از اصليترين آنها، پرهيز از تعجيل براي به پايان رساندن حل مسئله، است. بايد به خود، زمان كافي جهت دستيابي به راه حلهاي هر چه بيشتر را داد، حوصله داشت و تمام توان خود را درين راستا به کار گرفت.
+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
9:17 |
کایزن چرخه بهبود مستمر از نوع چشم بادامی می باشد!نمونه بلاد کفار آن چرخه دمینگ یا PDCA(PLAN-DO-CHECK-ACT)نام دارد که در مورد اون هم بعدا صحبت خواهم کرد
كايزن تركيبي دو كلمه اي از يك مفهوم ژاپني است كه تعريف آن تغيير به سمت بهتر شدن يا بهبود مستمر و تدريجي است. در واقع كايزن بر اين فلسفه استوار است كه براي ايجاد بهبود در سازمان ها لازم نيست به دنبال تغييرات انفجاري يا ناگهاني باشيم ، بلكه هر نوع بهبود يا اصلاح به شرط آنكه پيوسته و مداوم باشد، ارتقاي بهره وري را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد. در نگاه كايزني براي تحقق بهبود تدريجي و مستمر در سازمان ها بايد سه اقدام اساسي زير صورت بگيرد : 1- كليه فعاليت هايي كه هزينه زا هستند ولي ارزشي توليد نمي كنند (Muda ) بايد حذف شوند . 2- فعاليت هايي كه به شكلي در جاي ديگري به صورت موازي انجام مي شوند ( Muri ) با يكديگر تلفيق شوند. 3- آن دسته از فعاليت هايي كه براي تكميل و بهبود سطح كيفي خدمات لازمند (Mura ) به فعاليت هاي سازمان افزوده شوند. اين حركت يا نهضت 3Mu اساس اقدامات كايزن عملي را تشكيل مي دهد. مديريت و كايزن اگر بخواهيم وظايف مديران را برشمريم، به فهرست بلند بالايي از اقدامات ريز و درشت ميرسيم كه بسياري از آنها در چارچوبهايي قابل دسته بندي است . دانشمندان علوم مديريت بر همين اساس نظرياتي را خلق كرده اند كه مهمترين كاربرد آنها، دسته بندي يا طبقه بندي اين وظايف است. يكي از اين نظريات پذيرفته شده نظريه فايول است كه اهم وظايف مديران را اين گونه بر مي شمارد: 1 - هدايت و رهبري 2 - سازماندهي 3 - برنامه ريزي 4 - نظارت و كنترل 5 - هماهنگي گرچه نظريات ديگري نيز در اين حوزه وجود دارد ، اما نظريه فايول با توجه به لحاظ كردن و در عين حال نقد اصولي ديدگاههاي تيلور ، تا كنون به عنوان يكي از معتبرترين اصول در علم مديريت و حوزه وظايف مديران پذيرفته شده است. چنانچه فارغ از ساير ديدگاههايي كه در اين زمينه وجود دارد، اصول فايول را به عنوان مهمترين وظايف مديران بپذيريم، مي خواهيم از ديدگاه كايزني اين اصول را بازبيني كنيم. از نگاه كايزن وظايف مديريت به دو دسته اصلي ایجاد بهبود و حفظ بهبود ایجاد شده تقسیم میشود که در اولی سهم عمده بعهده مدبربت است و در دومی بعهده یرپرستان و سطوح پائین تر لازم به يادآوري است كه در اين جا منظور از مدير تنها جايگاه رسمي و سازماني وي مورد نظر نيست و هر فردي كه در سازمان مسئوليت انجام كاري را دارد، مدير يا به تعبيري ديگر اداره كننده آن كار فرض مي شود. مدل مديريت كايزنی هر چه از سطوح بالاي مديريت به سطوح پايين تر سازمان مي آييم از وظايف دسته ايجاد بهبود كاسته و در عوض بر وظايفي كه جنبه حفظ و نگهداري بهبود ايجاد دارند، افزوده مي شود. مديران سطوح بالاتر سازمان بايد همواره بخش اعظم وقت خود را صرف بهبود سازمان نمايند و امور جاري را كه جنبه نگهداري دارند به سطوح پايين تر واگذار كنند. آيا به راستي در سازمانهاي ما اين گونه عمل مي شود؟ مديري كه بيشتر وقت خود را صرف پاراف نامه بازبيني مطالبي كه قبلا مي بايست توسط كارشناسان انجام شود مي گذرد، هيچ وقت فرصت آن را نخواهد داشت كه به بهبود سازمان بيانديشد. مديريت تيلوري بر سازماندهي سلسله مراتبي و وحدت فرماندهي بيشترين تاكيد را دارد. در اين نظام مديريت، معمولا ارتباط سازماني به صورت صدور دستور از بالا و عرضه گزارش از پايين تعريف مي شود. در سازمان سطوح مديريتي عمودي و تقسيم كار افقي وجود دارد مراحل اجراي كايزن عملي براي اجراي بهبود بهره وري با رويكرد كايزن عملي مراحل زير پيش بيني شده است 1- ناحيه نمونه را انتخاب كنيد . 2- گروه بهبود ( تيم كايزن ) را ايجاد و سازمان دهي كنيد . 3- داده هاي آماري مورد نياز را در ناحيه نمونه با كمك اعضاي گروه گرد آوري كنيد . 4- اعضاي شركت كننده را با مفاهيم و ابزارهاي بهبود آشنا كنيد . 5- نظام آراستگي ( 5 ت ) را آغاز كنيد . 6- مودا ( اتلاف ) ها را شناسايي و فهرستي از آنها تهيه كنيد . 7- تحليل علل رويداد اتلاف را در ناحيه نمونه انجام دهيد و راه حلهايي را با استفاده از كار گروهي بدست آوريد . 8- راه حل هايي را كه عملي ترند انتخاب كنيد . 9- هر نوع تغيير فيزيكي در آرايش ناحيه نمونه را بدون فوت وقت انجام دهيد . 10- بهبود انجام گرفته را به صورت استاندارد درآوريد . 11- موفقيت حاصله را به اطلاع ساير همكارانتان برسانيد . 12- نتايج به دست آمده را ارزيابي كنيد تا در مراحل بعدي مورد استفاده قرار گيرند . 13- به سراغ مشكل بعدي برويد. اصول بيست گانه مديريت در كايزن 1- نگوييد چرا اين كار انجام نمي شود. فكر كنيد چگونه مي توانيد آن را انجام دهيد. 2- در مورد مشكل به وجود آمده نگراني به خود راه ندهيد. همين الان براي رفع آن اقدام نماييد. 3- از وضعيت موجود راضي نباشيد. باور داشته باشيد كه هميشه راه بهتري هم وجود دارد. 4- اگر مرتكب اشتباه شديد ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآييد. 5- براي تحقق هدف به دنبال كمال مطلوب نگرديد. اگر 60% از تحقق هدف اطمينان داريد دست بكار شويد. 6- براي پي بردن به ريشه مشكلات 5 بار بپرسيد چرا؟ 7- گمبا محل واقعي رويداد خطاست . سعي نكنيد از دفتر كار خود مشكلات محيط را حل كنيد. 8- هميشه براي حل مشكل از داده و اطلاعات كمي و به روز استفاده كنيد. 9- براي حل مشكل بلافاصله به دنبال هزينه كردن نباشيد. بلكه از خرد خود استفاده كنيد. اگر عقلتان به جايي نمي رسد، آن را در همكارانتان بجوييد و از خرد جمعي استفاده كنيد. 10- هيچ وقت جزئيات و نكات ريز مسئله را فراموش نكنيد. ريشه بسياري از مشكلات بزرگ همين نكات ريز است. 11- حمايت مديريت ارشد منحصر به قول و كلام نيست. مديريت بايد حضور مشهود و ملموس داشته باشد. 12- براي حل مسائل هر جا كه امكان آن وجود دارد از واگذاري اختيار به زيردستان ابا نكنيد. 13- هيچ وقت به دنبال مقصر نگرديد. هيچ گاه عجولانه قضاوت نكنيد. 14- مديريت ديداري و انتقال اطلاعات بهترين ابزار براي حل مسئله به صورت گروهي است. 15- ارتباط يك طرفه دستوري از بالا به پايين مشكلات سازمان را پيچيده تر ميكند. مديريت ارشد بايد با لايه هاي پايين تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد. 16- انسانها توانايي هاي فراواني دارند. از الگوهاي چند مهارتي و غني سازي شغلي براي شكوفا شدن آنها استفاده كنيد. 17- تنها فعاليت هايي را انجام دهيد كه براي سازمان شما ارزش افزوده ايجاد مي كنند. 18- فراموش نكنيد كه 5 ت (تشخیص -ترتیب -تنظیف-تنظیم- تکلیف)، پايه و بنيان ايجاد محصولي با كيفيت است. 19- بر اساس الگوهاي كار گروهي ، مسائل محيط كارتان را حل كنيد. 20- حذف مودا ( اتلاف) فرآيندي پايان ناپذير است. هيچ وقت از اين كار خسته نشويد. + نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
9:10 |
حکایت اول : حکایت دوم : حکایت چهارم : شرح حكايت : حکایت پنچم : + نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
9:4 |
واژه TRIZ (تریز) برگرفته شده از حروف اول کلمات در عبارت روسی زیر می باشد: دانش TRIZ با نام ها و عنوان های توصیف گر مخفتلفی مانند نوآوری نظام یافته[1]، خلاقیت اختراعی [2]، فناوری خلاقیت و نوآوری [3]، روش شناسی اختراع [4]، الگوریتم اختراع [5]، روش شناسی حل مسئله های ابداعی [6]، روش شناسی حل ابتکاری و ابداعانه ی مسئله [7]، مهندسی خلاقیت و نوآوری [8]، روش شناسی خلاقیت [9]، خلاقیت شناسی اختراع [10]، خلاقیت شناسی فناوری [11] و مواردی از این قبیل نامیده می شود (گلستان هاشمی 1382 ، 12). 2-1- تعریف TRIZ: آلتشولر TRIZ را تحت عنوان علم فناوری خلاقیت و نوآوری می داند. با نتیجه گیری از دیدگاه آلتشولر می توان TRIZ را نوعی علم خلاقیت شناسی (Creatology) دانست. یکی از دانشمندان برجسته TRIZ به نام سیمون ساورانسکی [12] این دانش را چنین تعریف کرده است : همچنین برخی صاحب نظران، TRIZ را این چنین تعریف می کنند: «TRIZ عبارت است از نوعی رویکرد الگوریتمی [15] برای حل ابداعانه مسائل فنی و فناورانه [16]» (گلستان هاشمی 1382 به نقل از ساورانسکی 2000، 23). با توجه به عنوان های توصیف گر مختلفی که در قسمت (1) برای نامیدن TRIZ ذکر شد می توان به شناخت بیشتری درباره مفهوم کلی دانش TRIZ دست یافت. 3-1- تاریخچه TRIZ : آلتشولر که به پدر TRIZ لقب دارد در سال 1926 در روسیه (شوروی سابق) متولد گردید. وی که از همان دوران نوجوانی نسبت به ابداعات و اختراعات کنجکاوی و علاقه خاصی داشت و اولین اختراع خود را در سن 14 سالگی انجام داد در اداره ی ثبت اختراعات مشغول به کار شد. کار او کمک به مخترعین برای ثبت اختراعاتشان بود. او در حین کار، گاهی به حل مسائل فنی آنان کمک می کرد. در این دوران بود که او دریافت حل مسائل فنی که منجر به اختراع و نوآوری می شود به اصول و روش هائی فراتر از تکنیک های خلاقیت شناخته شده تا آن هنگام نیاز دارد. آلتشولر در طی مطالعات خود به این نتیجه مهم رسید که یک نظریه اختراع [17] بایستی دارای چند ویژگی اصلی از جمله موارد زیر باشد: 1- شامل یک فرایند گام به گام و نظام یافته باشد. 2- بتواند از میان گستره ای از راه حل ها مستقیما به بهترین راه حل (راه حل ایده آل یا کمال ) منجر گردد. 3- دارای ویژگی تکرارپذیری باشد . 4- بتواند ساختاری برای دانش ابداع ارائه نماید. آلتشولر بیش از 20000 اختراع ثبت شده [18] (پتنت) را مورد بررسی قرار داد تا متوجه شود اختراعات به عنوان مسئله های ابداعی (یعنی مسئله هائی که راه حل آنها مشخص نیست و بایستی آن را با روش های خلاق و ابداعی کشف کرد) چگونه حل شده اند. از بین این تعداد آلتشولر 40000 اختراع مهم و برجسته و به عبارتی راه حل های خلاق و ابداعی اصلی را مورد مطالعه عمیق تر قرار داد. براساس نتایج حاصل از این نوع مطالعات خلاقیت شناسی تحلیلی، آلتشولر به کشفیات بسیار مهمی دست یافت و اصول، مفاهیم و روش های TRIZ را به عنوان یک علم نوین و بسیار با ارزش به جهان ارائه نمود . البته این خلاقیت و نوآوری فوق العاده مهم آلتشولر متاسفانه همانند بسیار از کشفیات و اختراعات کوچم و بزرگ تاریخ در ابتدا درک نشده و با انواع مخالفت ها، مقاومت ها و بی مهری های تاسف برانگیز (آنچه که در خلاقیت شناسی تحت عنوان اینرسی خلاقیت و نوآوری نامیده می شود) مواجه شد و آلتشولر همانند بسیاری از دانشمندان و مخترعین سختی ها و مرارت های بسیار زیادی را متحمل گردید که مطالعه آن حاکی از اراده ی والا و تلاش و پشتکار شگفت انگیز آنان است. به دلیل بی توجهی ها و مخالفت های اوی آن زمان، TRIZ نتوانست به خوبی در روسیه ایفای نقش نماید و بعدها جایگاه آن شناخته شد. پس از پایان جنگ سرد و گسترش ارتباطات، کشورهای اروپائی، آمریکا، ژاپن و دیگر کشورها با دانش TRIZ آشنا شده و با پی بردن به اهمیت فوق العاده زیاد آن بلافاصله آن را جذب کرده و ضمن به کارگیری درصد رشد و توسعه آن برآمدند. چنان که در حال حاضر درباره TRIZ به عنوان یک دانش تخصصی تحقیقات وسیعی به عمل می آید و اصول و مفاهیم آن توسط بسیاری از دانشمندان، پژوهشگران، مدیران، مهندسان و کارشناسان رشته های مختلف علمی در جهت حل مسائل و ایجاد نوآوریها به کار گرفته می شود و همچنان به سرعت در حال گسترش و تکامل است. بزرگ ترین خلاقیت و نوآوری آلتشولر به عنوان یک دانشمند علوم و مهندسی، یک دانشمند خلاقیت شناس و نیز به عنوان یک مخترع، خلاقیت و نوآوری او درباره خود موضوع خلاقیت و نوآوری می باشد. آلتشولر به عنوان مخترع فنون اختراع و پایه گذار دانش TRIZ با تلاش و پشتکار بسیار جدی به مدت 52 سال در راستای رشد و توسعه آن یکی از اصلی ترین و موثرترین بنیانگذاران علم خلاقیت شناسی و از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم محسوب می شود ( آلتشولر در سال 1998 در آمریکا این دنیا را ترک نمود). نقش و اهمیت نظریه TRIZ شاهکار علمی آلتشولر به قدری است که از جنبه ای می تواند در ردیف نظریه های علمی بزرگی مانند نظریه کوانتومی و نظریه نسبیت قرار گیرد و آلتشولر را با دانشمندان بزرگی مانند پلانک، انیشتین، شرودینگر، پیاژه و پائولینگ همسنگ نماید. نگارنده معتقد است اگر چنانچه جایزه نوبلی نیز به نام جایزه نوبل خلاقیت شناسی (مانند جوایز نوبل فیزیک، شیمی و زیست شناسی) وجود می داشت بی گمان آلتشولر از شایسته ترین دریافت دارندگان آن می بود. 4-1- اجزاء اصلی دانش TRIZ : 1-4-1- قانون افزایش سطح ایده آل بودن [19] (قانون کمال). به این معنی که نظام های فنی [20] همواره به سمت افزایش درجه ایده آل بودن یا کمال خود پیش می روند. ایده آلی یا سطح ایده آل بودن عبارت از نسبت جمع کلیه جنبه های مثبت و مفید سیستم به جمع کلیه جنبه های منفی و مضر سیستم می باشد. 2-4-1- سیستم 4 مرحله ای حل مسئله : شامل مراحل زیر می باشد: 1) شناخت مسئله 2) فرمول بندی مسئله 3) جستجوی مسائل قبلا حل شده (استفاده از 39 پارامتر مهندسی) 4) استفاده از الگوهای راه حل های کشف شده( به کار گیری 40 اصل اختراع) 3-4-1- سطوح 5 گانه حل مسئله و نوآوری: شامل 5 سطح زیر است: 1) راه حل های مشخص 2) بهبودهای کوچک 3) بهبودهای بزرگ 4) مفاهیم جدید 5) کشف های بنیادی 4-4-1- تحلیل ماده – میدان [21] (تحلیل Vepol): با استفاده از این تحلیل مسائل به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند : 1-4-4-1- مسائل آشنا (مانوس) تحت عنوان مسائل استاندارد 2-4-4-1- مسائل ناآشنا (نامانوس) تحت عنوان مسائل غیر استاندارد 5-4-1- قوانین 8 گانه تحول و تکامل نظام های فنی [22] (قوانین پیشرفت فناوری) 6-4-1- تعداد 76 راه حل ابداعانه استاندارد [23] : مسائل استاندارد شناخته شده با تحلیل Vepol می توانند با استفاده از این 76 راه حل ابداعانه استاندارد حل شوند. 7-4-1- ماتریس تناقض ها [24]: در نظریه TRIZ از مسئله ابداعی [25] تحت عنوان تناقض تعبیر می شود که معنی آن دو موقعیت متضاد یا دو کیفیت متعارض است، یعنی افزایش سطح کیفیت یکی موجب کاهش سطح کیفیت دیگری می شود و حل ابداعانه مسئله، کشف راه حل این تناقض می باشد. 8-4-1-تعداد 40 اصل برای اختراع و نوآوری [26] 9-4-1- مجموعه ای از تاثیرات علمی اساسی (تاثیرات فیزیکی، شیمیائی، هندسی و زییست شناختی) 10-4-1- روش [27] ARIZ (الگوریتم حل ابداعانه مسئله): ARIZ یک دستورالعمل نظام یافته برای شناسائی راه حل مسئله غیراستاندارد با استفاده از قابلیت های همه فنون و روش های خلاقیت می باشد. 6-1- فواید و کاربردهای TRIZ 1-6-1- دستیابی به نوعی نگرش جامع علمی به ابداعات و اختراعات. 2-6-1- شکل گیری جنبه های بسیار مهمی از علم خلاقیت شناسی. 3-6-1- دستیابی به نوعی جهان بینی خلاق. 4-6-1- کشف انواعی از راه حل ها برای مسائل ابداعی یعنی مسائلی که با روش های معمولی متداول راه حل آنها به دست نمی آید. 5-6-1- دستیابی به بهترین و موثرترین راه حل ها برای انواع مسائل علمی، فنی، انسانی و اجتماعی. 6-6-1- پیش بینی روند ابداعات و اختراعات در آینده (خلاقیت شناسی آینده شناختی) 7-6-1- ارائه آموزش های نوین مبتنی بر TRIZ در مدارس و دانشگاه ها (خلاقیت شناسی پرورشی مبتنی بر TRIZ ) 8-6-1- تسهیل و تسریع روند رشد و توسعه علوم و فناوری. 7-1- دیگر رویکردهای خلاقیت شناختی مبتنی بر TRIZ 1-7-1- رویکرد خلاقیت شناختی [28] USIT: رویکرد ساده شده و عصاره ای از TRIZ (ارائه شده توسط سیکافوس [29] در شرکت فورد) به معنی تفکر ابداعانه ساختار یافته یکپارچه. 2-7-1- رویکرد خلاقیت شناسی AZIT (با واژگان روسی و به انگلیسیASIT [30] ) : به معنی تفکر ابداعانه نظام یافته پیشرفته. 3-7-1- رویکرد خلاقیت شناسی TRTS (با واژگان روسی و انگلیس [31] TDTS) به معنی نظریه رشد و توسعه نظام های فنی. 4-7-1- رویکرد خلاقیت شناختی TRTL ( با واژگان روسی و به انگلیسی [32]TDCP) به معنی نظریه رشد و توسعه افراد خلاق. 5-7-1- رویکرد خلاقیت شناختی [33] TTVC به معنی نظریه جامع برای خلاقیت چند جانبه. 6-7-1- رویکرد خلاقیت شناختی OTSM (با واژگان روسی و به انگلیسی [34]GTST) به معنی نظریه عمومی تفکر قوی. نقل از شبکه مهندسی صنایع + نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
9:1 |
چند وقته میستیریو تو این دنیا نیست!اما باز هم سعی می کنم از مطالب روز رشتم چیزی براتون داشته باشم:در ضمن اگر سوالی در مورد مطالب داشتید تو نظرات یک لینک بگذارید تا بتونم جواب بدم + نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت
21:4 |
کسی می گفت:زندگی یعنی تسلیم نشدن!
دیگری گفت: زندگی سه نوع است: ۱-زنده ماندن ۲-زندگی کردن ۳-زندگی بخشیدن اما من تعریف خودم را دارم: زندگی یعنی عشق وعاشق همیشه زنده است وبه یک چیز فکر می کند:زندگی بخشیدن! امیدوارم لیاقت عشق راداشته باشم تا نام عاشق بگیرم! + نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت
20:53 |
|
|