تبليغاتX
فریادخاموش
خیلی خیلی خوش میگذره !خداروشکر ان شاالله اگر خداوند منان لایق بداند مرا کارم به کار است الحمدلله!

الهی شکککککککککککککککککککککککککککککککککککککرررررررررررتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 19:52 |
همیشه در قلبت گورستانی برای اشتباهات دیگران داشته باش! و روز به روز قبرهای بیشتری بکن!شاید رستگار شوی!
+ نوشته شده توسط سهیل در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 11:35 |
بسم الله.....

شروع می کنم!نه!ادامه می دهم!با تو!برای تو !تا تو!

بمان گل ابریشم......!

لحظه ای درنگ کن من دلقک نیستم!

نقاش هم نیستم!

رنگ می بازم و رنگ می گیرم با نگاهت!

شاد باش و شادی کن و آتش نابودی بزن بر غم هایم!

معصومیت را بو می کشم از نگاهت!

غرور قدم هایت!سونامی خون است برقلبم اما غرق شدن را بر قایق نجات عزیز تر می دانم!

ذهنم را پر کن  تا آنقدر سنگین شود که دیگر هوای عرش نداشته باشد و بر زمین میخکوب شود!

بهانه ای شدی برای زنده ماندن!

سرودی باش برای خواندن بگذار کاملت وجودم سر فراز بماند!

در این روزها که همچون دون کیشوت به جنگ آسیاب ها می روم!

 گل ابریشم کنارم بمان تا بتوانم جامه سکوت بدرم و نشان بدهم راه و رسم دلاوری آرش کمانگیر را!

گل ابریشم....پابنده بادی!

گل ابریشم....................!

 

 

+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 23:16 |

I do not know you well, but what I know
Enchants me, like a song sung far away.
I cannot hear the words, but what they say
Hangs softly on the hills where I must go.
I see you furtively and note your eyes,
Hazel and dreamy, your spirit half elsewhere;
I note the sheen of your dark, lustrous hair
And wish I knew your thoughts and shared your cries.

This love brings me sweet pain, but I want more,
Driven by a dream I can't control.
I want the truth of you, untamed and whole;
In frantic hope I haunt your open door.

+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 9:36 |
برای پایان امروز چند جمله از شاتو بریان:

گاهی بی رنگی از هر رنگی زیباتر و مفیدتر است.

* وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند .


* خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبالش می رویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم .

* یک اراده خم نشونده ، بر همه چیز، حتی بر زمان قالب می آید.

 

+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 9:25 |
منظور از تفكر خلاق چيست؟ كاربرد آن كجاست؟ چه مواقعي نبايد از تفكر خلاق استفاده كنيم؟ تفاوت و رابطه اين روش تفكري با روش هاي تفكري ديگر چيست؟ چرا بايد از تفكر خلاق  استفاده كنيم؟ اگر از آن استفاده نكنيم چه پيش مي‌آيد؟آيا توانايي تفكر خلاق در همگان وجود دارد، يا تنها عده اي از آن برخوردارند؟علل متفاوت بودن ميزان شكوفايي آن در افراد مختلف چيست؟ عوامل موثر و موانع شكوفا شدن آن، كدامند ؟آيا توانايي تفكر خلاق، اكتسابي است؟ چگونه توانايي تفكر خلاق را به دست آوريم؟ (در خود شكوفا سازيم؟) از كجا آغاز كنيم؟...
اين  سؤالات از جمله سؤالات مهمي هستند كه پيرامون تفكر خلاق مطرح اند.‌جهت آشنايي با اين روش تفكري، قصد داريم به تعدادي از سؤالات مطرح شده بپردازيم.براي  درك تفكر خلاق، ابتدا مروري بر تعريف تفكر مي‌نماييم.از  يك ديدگاه، تفكر، عملي ذهني است و زماني مطرح مي گردد كه انسان با مسئله اي مواجه است و خواستار حل آن است.
 در اين هنگام در ذهن، تلاشي براي حل مسئله آغاز مي گردد كه اين تلاش ذهني را، تفكر مي نامند. فعاليت براي حل مسئله، از مراحلي تشكيل شده است كه از تعريف مسئله به طور شفاف، روشن و ملموس، آغاز مي گردد و با پيدا كردن راه حل هايي براي حل مسئله ادامه مي يابد و با به كارگيريِ عملي بهترين راه حل و يافتن جواب نهايي به پايان مي رسد.هر يك از روش هاي تفكري را مي توان متدهايي دانست كه به كمك آنها، قسمتي از فرايند حل مسئله، با موفقيت طي مي شود.
 بر اين اساس تفكر خلاق (يا به بيان دقيق تر، روش هاي تفكر خلاق) شيوهايي تفكري هستند كه به كمك آنها و براي حل مسئله، راه حل هاي و متنوعي به دست مي آيد.از اين طريق احتمال دستيابي به مناسب ترين راه حل بالا مي رود.نمايند، در صورتي كه هر يك از آنها، تنها قسمتي از كار حل مسئله را به عهده دارند. به عنوان مثال: وظيفه تفكر خلاق در فرآيند حل مسئله، تنها یافتن راه حل است.
 با تفكر خلاق بهترين راه حل هم انتخاب نمي شود، بلكه فقط یافتن راه حل، صورت مي‌گيرد. يكي از معضلات روش هاي تفكري، توقعاتي است كه در ذهن اغلب افراد نسبت به اين روش ها  وجود دارد.هر روش تفكري، براي قسمت خاصي از فرايند حل مسئله به كار مي‌رود و داراي فضا و حال و هواي ويژه‌اي است. براي مثال در مرحله تنظيم صورت مسئله و يا در مرحله انتخاب بهترين راه حل از ميان راه حل هاي به دست آمده، فضاي ذهني، فضايي جدي و رسمي است. هنگامي كه براي حل مسئله از تفكر خلاق جهت ايده يابي استفاده مي‌شود، فضاي ذهني، فضايي نرم و لطيف، شوخ و غير رسمي است.
 از خطرات و معضلاتي كه امكان وقوع آن در فرايند حل مسئله وجود دارد، عدم رعايت اين فضاهاي ذهني است. برای مثال: در جايي كه فضا جدي است، (مرحله انتخاب مناسب ترين راه حل، از ميان راه حل ها ) غير رسمي و شوخ برخورد كرد (يعني فضاي ذهني تفكر خلاق را داشت) و  يا در جايي كه فضاي غير رسمي لازم است (فضاي لازم براي تفكر خلاق) جدي بود.بسياري از انسان ها در زندگي خود به نوعي با مسئله اي مواجه اند و در نتيجه بايد براي حل آن تلاش كنند. در بسياري از موارد، افراد داراي مسائل مشابه و مشتركي هستند به عنوان مثال مسئله تأمين معاش، مسائل خانوادگي و اجتماعي و ...   نتايج حاصل از تلاش افراد مختلف در حل اين مسائل مشترك، بسيار متفاوت است.
 يكي از دلايل اين تفاوت‌ها را مي‌توان در تفاوت راه حل‌هاي به دست آمده براي حل اين مسائل، دانست. اين تفاوت، ريشه در ميزان شكوفا بودن توانايي يافتن راه حل (تفكر خلاق) افراد دارد. واكنش افراد در مقابل آشكارشدن اين تفاوت، به طور معمول جمله‌اي توجيه‌كننده است و آن اين است كه: « افراد با هم فرق دارند و توانايي تفكر خلاق، ذاتي است و مخصوص عده‌اي خاص است و چون اين توانايي در ما به وديعه گذارده نشده‌ ‌است، موفق نيستيم و نمي توانيم راه حل‌هاي ويژه‌اي براي مسائل بيابيم». اما تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه توانايي تفكر خلاق، به صورت بالقوه در اختيار همگان قرار دارد و ميزان شكوفا يي اين توانايي است كه در افراد مختلف، متفاوت است و از علل آن، تفاوت در ميزان  توجه فرد به آن و تلاش در شكوفا نمودن آن است. تحقيقات جديد، معرف آن است كه تفكر خلاق، اكتسابي و قابل يادگيري است.
  با فهم و تسلط بر شيوه‌هاي تفكر خلاق، مي‌توان در جهت دستيابي به ايده هاي بسيار قدرتمند، عمل نمود.اولين قدم جهت شكوفاسازي توانايي تفكر خلاق، آن است كه شخص بخواهد اين توانايي را به دست آورد و براي به دست آوردن آن، وقت و انرژي صرف كند و از آن مهم‌تر، نرم و پذيرنده‌ است و براي پذيرش تغيير آماده است. با رعايت اين شرط ها در عمل، خود به خود گام مهمي در جهت خلاق‌شدن و خلاقانه تفكر كردن برداشته مي شود. پس از اين كار بايد با دانش و فنون تفكر خلاق، خصوصيات، رفتار، و منش افراد خلاق و نوآور آشنا شد و آنها را در متن زندگي به كار برد، بايد خواست و چنان شد كه افراد خلاق هستند.
يكي از خصوصيات بارز افراد خلاق، آن است كه توانايي "نوع ديگر ديدن"، در آنها زنده و فعال است. منظور از "نوع ديگر ديدن" اين است كه تنها به يك حالت، به يك تعريف و  يك تعبير از رويدادها اكتفا نكرد و از خود پرسيد كه غير از اين، چه تعبير ديگري مي‌تواند براي اين رويداد خاص وجود داشته باشد.تكنيكي وجود دارد كه فرايند اخير را در انسان فعال مي‌سازد.
 اين تكنيك ساده، پرسیدن يك سؤال از خود، در هنگام مواجهه با مسائل و موضوعات است. اين سؤال حركت‌دهنده در جهت توسعه نگاه انسان، سؤال "ديگه چي؟" است كه موتور تفكر خلاق فرد را روشن مي كند و از اين طريق شخص، خود را وادار مي‌سازد كه به دنبال برداشت‌ها و تعابير ديگري از موضوع برود و به يك تعبير، بسنده نكند.هر چه در مورد يك موضوع، تعداد تكرار اين سؤال، بيشتر باشد، دستاورد آن بيشتر خواهد بود. اين دستاورد، دستيابي به ايده‌هاي هرچه بيشتر است. البته اين امر، اسبابي دارد كه از اصلي‌ترين آنها، پرهيز از تعجيل براي به پايان رساندن حل مسئله، است. بايد به خود، زمان كافي جهت دستيابي به راه حل‌هاي هر چه بيشتر را داد، حوصله داشت و تمام توان خود را درين راستا به کار گرفت.
+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 9:17 |
کایزن چرخه بهبود مستمر از نوع چشم بادامی می باشد!نمونه بلاد کفار آن چرخه دمینگ یا PDCA(PLAN-DO-CHECK-ACT)نام دارد که در مورد اون هم بعدا صحبت خواهم کرد  

كايزن تركيبي دو كلمه اي از يك مفهوم ژاپني است كه تعريف آن تغيير به سمت بهتر شدن يا بهبود مستمر و تدريجي است. در واقع كايزن بر اين فلسفه استوار است كه براي ايجاد بهبود در سازمان ها لازم نيست به دنبال تغييرات انفجاري يا ناگهاني باشيم ، بلكه هر نوع بهبود يا اصلاح به شرط آنكه پيوسته و مداوم باشد، ارتقاي بهره وري را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد.

در نگاه كايزني براي تحقق بهبود تدريجي و مستمر در سازمان ها بايد سه اقدام اساسي زير صورت بگيرد :

1- كليه فعاليت هايي كه هزينه زا هستند ولي ارزشي توليد نمي كنند (Muda ) بايد حذف شوند .

2- فعاليت هايي كه به شكلي در جاي ديگري به صورت موازي انجام مي شوند ( Muri ) با يكديگر تلفيق شوند.

3- آن دسته از فعاليت هايي كه براي تكميل و بهبود سطح كيفي خدمات لازمند (Mura ) به فعاليت هاي سازمان افزوده شوند. اين حركت يا نهضت 3Mu اساس اقدامات كايزن عملي را تشكيل مي دهد.

مديريت و كايزن  

اگر بخواهيم وظايف مديران را برشمريم، به فهرست بلند بالايي از اقدامات ريز و درشت ميرسيم كه بسياري از آنها در چارچوبهايي قابل دسته بندي است . دانشمندان علوم مديريت بر همين اساس نظرياتي را خلق كرده اند كه مهمترين كاربرد آنها، دسته بندي يا طبقه بندي اين وظايف است. يكي از اين نظريات پذيرفته شده نظريه فايول است كه اهم وظايف مديران را اين گونه بر مي شمارد:

1 - هدايت و رهبري

2 - سازماندهي

3 - برنامه ريزي

4 - نظارت و كنترل

5 - هماهنگي

گرچه نظريات ديگري نيز در اين حوزه وجود دارد ، اما نظريه فايول با توجه به لحاظ كردن و در عين حال نقد اصولي ديدگاههاي تيلور ، تا كنون به عنوان يكي از معتبرترين اصول در علم مديريت و حوزه وظايف مديران پذيرفته شده است. چنانچه فارغ از ساير ديدگاههايي كه در اين زمينه وجود دارد، اصول فايول را به عنوان مهمترين وظايف مديران بپذيريم، مي خواهيم از ديدگاه كايزني اين اصول را بازبيني كنيم. از نگاه كايزن وظايف مديريت به دو دسته اصلي ایجاد بهبود و حفظ بهبود ایجاد شده تقسیم میشود که در اولی سهم عمده بعهده مدبربت است و در دومی بعهده یرپرستان و سطوح پائین تر لازم به يادآوري است كه در اين جا منظور از مدير تنها جايگاه رسمي و سازماني وي مورد نظر نيست و هر فردي كه در سازمان مسئوليت انجام كاري را دارد، مدير يا به تعبيري ديگر اداره كننده آن كار فرض مي شود.

مدل مديريت كايزنی  

هر چه از سطوح بالاي مديريت به سطوح پايين تر سازمان مي آييم از وظايف دسته ايجاد بهبود كاسته و در عوض بر وظايفي كه جنبه حفظ و نگهداري بهبود ايجاد دارند، افزوده مي شود. مديران سطوح بالاتر سازمان بايد همواره بخش اعظم وقت خود را صرف بهبود سازمان نمايند و امور جاري را كه جنبه نگهداري دارند به سطوح پايين تر واگذار كنند. آيا به راستي در سازمانهاي ما اين گونه عمل مي شود؟ مديري كه بيشتر وقت خود را صرف پاراف نامه بازبيني مطالبي كه قبلا مي بايست توسط كارشناسان انجام شود مي گذرد، هيچ وقت فرصت آن را نخواهد داشت كه به بهبود سازمان بيانديشد.

مديريت تيلوري بر سازماندهي سلسله مراتبي و وحدت فرماندهي بيشترين تاكيد را دارد. در اين نظام مديريت، معمولا ارتباط سازماني به صورت صدور دستور از بالا و عرضه گزارش از پايين تعريف مي شود. در سازمان سطوح مديريتي عمودي و تقسيم كار افقي وجود دارد

مراحل اجراي كايزن عملي  

براي اجراي بهبود بهره وري با رويكرد كايزن عملي مراحل زير پيش بيني شده است  

1- ناحيه نمونه را انتخاب كنيد .

2- گروه بهبود ( تيم كايزن ) را ايجاد و سازمان دهي كنيد .

3- داده هاي آماري مورد نياز را در ناحيه نمونه با كمك اعضاي گروه گرد آوري كنيد .

4- اعضاي شركت كننده را با مفاهيم و ابزارهاي بهبود آشنا كنيد .

5- نظام آراستگي ( 5 ت ) را آغاز كنيد .

6- مودا ( اتلاف ) ها را شناسايي و فهرستي از آنها تهيه كنيد .

7- تحليل علل رويداد اتلاف را در ناحيه نمونه انجام دهيد و راه حلهايي را با استفاده از كار گروهي بدست آوريد .

8- راه حل هايي را كه عملي ترند انتخاب كنيد .

9- هر نوع تغيير فيزيكي در آرايش ناحيه نمونه را بدون فوت وقت انجام دهيد .

10- بهبود انجام گرفته را به صورت استاندارد درآوريد .

11- موفقيت حاصله را به اطلاع ساير همكارانتان برسانيد .

12- نتايج به دست آمده را ارزيابي كنيد تا در مراحل بعدي مورد استفاده قرار گيرند .

13- به سراغ مشكل بعدي برويد.

اصول بيست گانه مديريت در كايزن 

1- نگوييد چرا اين كار انجام نمي شود. فكر كنيد چگونه مي توانيد آن را انجام دهيد.

2- در مورد مشكل به وجود آمده نگراني به خود راه ندهيد. همين الان براي رفع آن اقدام نماييد.

3- از وضعيت موجود راضي نباشيد. باور داشته باشيد كه هميشه راه بهتري هم وجود دارد.

4- اگر مرتكب اشتباه شديد ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآييد.

5- براي تحقق هدف به دنبال كمال مطلوب نگرديد. اگر 60% از تحقق هدف اطمينان داريد دست بكار شويد.

6- براي پي بردن به ريشه مشكلات 5 بار بپرسيد چرا؟

7- گمبا محل واقعي رويداد خطاست . سعي نكنيد از دفتر كار خود مشكلات محيط را حل كنيد.

8- هميشه براي حل مشكل از داده و اطلاعات كمي و به روز استفاده كنيد.

9- براي حل مشكل بلافاصله به دنبال هزينه كردن نباشيد. بلكه از خرد خود استفاده كنيد. اگر عقلتان به جايي نمي رسد، آن را در همكارانتان بجوييد و از خرد جمعي استفاده كنيد.

10- هيچ وقت جزئيات و نكات ريز مسئله را فراموش نكنيد. ريشه بسياري از مشكلات بزرگ همين نكات ريز است.

11- حمايت مديريت ارشد منحصر به قول و كلام نيست. مديريت بايد حضور مشهود و ملموس داشته باشد.

12- براي حل مسائل هر جا كه امكان آن وجود دارد از واگذاري اختيار به زيردستان ابا نكنيد.

13- هيچ وقت به دنبال مقصر نگرديد. هيچ گاه عجولانه قضاوت نكنيد.

14- مديريت ديداري و انتقال اطلاعات بهترين ابزار براي حل مسئله به صورت گروهي است.

15- ارتباط يك طرفه دستوري از بالا به پايين مشكلات سازمان را پيچيده تر ميكند. مديريت ارشد بايد با لايه هاي پايين تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.

16- انسانها توانايي هاي فراواني دارند. از الگوهاي چند مهارتي و غني سازي شغلي براي شكوفا شدن آنها استفاده كنيد.

17- تنها فعاليت هايي را انجام دهيد كه براي سازمان شما ارزش افزوده ايجاد مي كنند.

18- فراموش نكنيد كه 5 ت (تشخیص -ترتیب -تنظیف-تنظیم- تکلیف)، پايه و بنيان ايجاد محصولي با كيفيت است.

19- بر اساس الگوهاي كار گروهي ، مسائل محيط كارتان را حل كنيد.

20- حذف مودا ( اتلاف) فرآيندي پايان ناپذير است. هيچ وقت از اين كار خسته نشويد.

+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 9:10 |
 

حکایت اول :
مهندسي بود كه در تعمير دستگاه هاي مكانيكي استعداد و تبحر داشت. او پس از30 سال خدمت صادقانه با ياد و خاطري خوش باز نشسته شد. دو سال بعد، از طرف شركتدرباره رفع اشكال به ظاهر لاينحل يكي از دستگاه هاي چندين ميليون دلاري با اوتماس گرفتند. آنها هر كاري كه از دستشان بر مي آمد انجام داده بودند و هيچ كسينتوانسته بود اشكال را رفع كند.بنابراين، نوميدانه به او متوسل شده بودند كه در رفع بسياري از اين مشكلاتموفق بوده است. مهندس، اين امر را به رغبت مي پذيرد. او يك روز تمام به وارسيدستگاه مي پردازد و در پايان كار، با يك تكه گچ علامت ضربدر روي يك قطعه مخصوصدستگاه مي كشد و با سربلندي مي گويد: «اشكال اينجاست!»
آن قطعه تعمير مي شود و دستگاه بار ديگر به كار مي افتد. مهندس دستمزد خود ر50000 دلار معرفي مي كند. حسابداري تقاضاي ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفيمي كند و او بطور مختصر اين گزارش را مي دهد: «بابت يك قطعه گچ: 1 دلار و بابت دانستن اينكه ضربدر را كجا بزنم: 49999 دلار»

حکایت دوم :
درباره كيفيت محصولات و استانداردهاي كيفيت در ژاپن بسيار شنيده ايد. اينداستان هم كه در مورد شركت آي بي ام اتفاق افتاده در نوع خود شنيدني است. چندسال پيش، آي بي ام تصميم گرفت كه توليد يكي از قطعات كامپيوترهايش را بهژاپنيها بسپارد. در مشخصات توليد محصول نوشته بود: سه قطعه معيوب در هر 10000قطعه اي كه توليد مي شود قابل قبول است. هنگاميكه قطعات توليد شدند و براي آيبي ام فرستاده شدند، نامه اي همراه آنها بود با اين مضمون «مفتخريم كه سفارششما را سر وقت آماده كرده و تحويل مي دهيم.براي آن سه قطعه معيوبي هم كهخواسته بوديد خط توليد جداگانه اي درست كرديم و آنها را هم ساختيم. اميدواريم اين كار رضايت شما را فراهم سازد.»

حکایت چهارم :
مار را چگونه بايد نوشت؟
روستايي بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بي سوادي در آن سكونت داشتند. مرديشياد از ساده لوحي آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعي حكومت مي كرد. برحسباتفاق گذر يك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاري هاي شياد شد و او رانصيحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا مي كند. اما مرد شياد نپذيرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فريبكاري هاي شياد سخن گفت ونسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از كلي مشاجره بين معلم و شياد قرار بر اينشد كه فردا در ميدان روستا معلم و مرد شياد مسابقه بدهند تا معلوم شود كداميك باسواد و كداميك بي سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در ميدان ده گرد آمده بودند تا ببينند آخر كار، چه مي شود.
شياد به معلم گفت: بنويس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شياد كه رسيد شكل مار را روي خاك كشيد.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنيد كداميك از اينها مار است؟
مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا مي توانستند او را كتك زدند و از روستا بيرون راندند.

شرح حكايت :
اگر مي خواهيم بر ديگران تأثير بگذاريم يا آنها را با خود همراه كنيم بهتر است با زبان، رويكرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار كنيم. هميشه نمي توانيم با اصول و چارچوب فكري خود ديگران را مديريت كنيم. بايد افكار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پيشينه آنان ترجمه كرد وبه آنها داد

حکایت پنچم :
آيا نقطه ضعف مي تواند نقطه قوت باشد؟
كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد. استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاهها ببيند. در طول شش ماه استاد فقط روي بدنسازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد.
بعد از شش ماه خبر رسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار ميشود. استاد به كودك ده ساله فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روي آن تك فن كار كرد. سرانجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان، با آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد. سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاهها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود. وقتي مسابقات به پايان رسيد،
در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد راز پيروزي اش را پرسيد. استاد گفت: دليل پيروزي تو اين بود كه اولا به همان يك فن به خوبي مسلط بودي. ثانيا تنها اميدت همان يك فن بود و سوم اينكه تنها راه شناخته شده براي مقابله با اين فن، گرفتن دست چپ حريف بود، كه تو چنين دستي نداشتي

+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 9:4 |

واژه TRIZ (تریز) برگرفته شده از حروف اول کلمات در عبارت روسی زیر می باشد:
«Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch» که برابر انگلیسی آن عبارت «Theory of Inventive Problem Solving» (با مخفف TIPS) است که به معنی نظریه حل ابداعانه ی مسئله می باشد.
این دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته می شود و متداول شدن این نام به این علت است که بنیانگذار آن، دانشمند خلاقیت شناس روسی گنریچ سائولویچ آلتشولر (G.S. Altshuller) (1998-1926) می باشد.

دانش TRIZ با نام ها و عنوان های توصیف گر مخفتلفی مانند نوآوری نظام یافته[1]، خلاقیت اختراعی [2]، فناوری خلاقیت و نوآوری [3]، روش شناسی اختراع [4]، الگوریتم اختراع [5]، روش شناسی حل مسئله های ابداعی [6]، روش شناسی حل ابتکاری و ابداعانه ی مسئله [7]، مهندسی خلاقیت و نوآوری [8]، روش شناسی خلاقیت [9]، خلاقیت شناسی اختراع [10]، خلاقیت شناسی فناوری [11] و مواردی از این قبیل نامیده می شود (گلستان هاشمی 1382 ، 12).

2-1- تعریف TRIZ:
دانش TRIZ می تواند در دامنه ای از یک طیف مفهومی و گستره ای از تعاریف قرار بگیرد که یک انتهای آن نوعی جهان بینی خلاق یا رویکردی جامع به علوم و فناوری و انتهای دیگر آن انواعی از ابزارهای حل خلاق مسئله و فنون خلاقیت و نوآوری را شامل گردد.

آلتشولر TRIZ را تحت عنوان علم فناوری خلاقیت و نوآوری می داند. با نتیجه گیری از دیدگاه آلتشولر می توان TRIZ را نوعی علم خلاقیت شناسی (Creatology) دانست.

یکی از دانشمندان برجسته TRIZ به نام سیمون ساورانسکی [12] این دانش را چنین تعریف کرده است :
« TRIZ عبارت است از یک دانش انسان گرای [13] مبتنی بر روش شناسی نظام یافته [14] برای حل ابداعانه ی مسئله » (گلستان هاشمی 1382 به نقل از ساورانسکی 2000 ، 22).

همچنین برخی صاحب نظران، TRIZ را این چنین تعریف می کنند:

«TRIZ عبارت است از نوعی رویکرد الگوریتمی [15] برای حل ابداعانه مسائل فنی و فناورانه [16]» (گلستان هاشمی 1382 به نقل از ساورانسکی 2000، 23).

با توجه به عنوان های توصیف گر مختلفی که در قسمت (1) برای نامیدن TRIZ ذکر شد می توان به شناخت بیشتری درباره مفهوم کلی دانش TRIZ دست یافت.

3-1- تاریخچه TRIZ :
شالوده های دانش TRIZ از سال 1946 توسط گنریچ آلتشولر بر اساس نتایج حاصل از مطالعه اختراعات مختلف پایه گذاری شد.

آلتشولر که به پدر TRIZ لقب دارد در سال 1926 در روسیه (شوروی سابق) متولد گردید. وی که از همان دوران نوجوانی نسبت به ابداعات و اختراعات کنجکاوی و علاقه خاصی داشت و اولین اختراع خود را در سن 14 سالگی انجام داد در اداره ی ثبت اختراعات مشغول به کار شد.

کار او کمک به مخترعین برای ثبت اختراعاتشان بود. او در حین کار، گاهی به حل مسائل فنی آنان کمک می کرد. در این دوران بود که او دریافت حل مسائل فنی که منجر به اختراع و نوآوری می شود به اصول و روش هائی فراتر از تکنیک های خلاقیت شناخته شده تا آن هنگام نیاز دارد. آلتشولر در طی مطالعات خود به این نتیجه مهم رسید که یک نظریه اختراع [17] بایستی دارای چند ویژگی اصلی از جمله موارد زیر باشد:

1- شامل یک فرایند گام به گام و نظام یافته باشد.

2- بتواند از میان گستره ای از راه حل ها مستقیما به بهترین راه حل (راه حل ایده آل یا کمال ) منجر گردد.

3- دارای ویژگی تکرارپذیری باشد .

4- بتواند ساختاری برای دانش ابداع ارائه نماید.

آلتشولر بیش از 20000 اختراع ثبت شده [18] (پتنت) را مورد بررسی قرار داد تا متوجه شود اختراعات به عنوان مسئله های ابداعی (یعنی مسئله هائی که راه حل آنها مشخص نیست و بایستی آن را با روش های خلاق و ابداعی کشف کرد) چگونه حل شده اند.

از بین این تعداد آلتشولر 40000 اختراع مهم و برجسته و به عبارتی راه حل های خلاق و ابداعی اصلی را مورد مطالعه عمیق تر قرار داد. براساس نتایج حاصل از این نوع مطالعات خلاقیت شناسی تحلیلی، آلتشولر به کشفیات بسیار مهمی دست یافت و اصول، مفاهیم و روش های TRIZ را به عنوان یک علم نوین و بسیار با ارزش به جهان ارائه نمود .

البته این خلاقیت و نوآوری فوق العاده مهم آلتشولر متاسفانه همانند بسیار از کشفیات و اختراعات کوچم و بزرگ تاریخ در ابتدا درک نشده و با انواع مخالفت ها، مقاومت ها و بی مهری های تاسف برانگیز (آنچه که در خلاقیت شناسی تحت عنوان اینرسی خلاقیت و نوآوری نامیده می شود) مواجه شد و آلتشولر همانند بسیاری از دانشمندان و مخترعین سختی ها و مرارت های بسیار زیادی را متحمل گردید که مطالعه آن حاکی از اراده ی والا و تلاش و پشتکار شگفت انگیز آنان است.

به دلیل بی توجهی ها و مخالفت های اوی آن زمان، TRIZ نتوانست به خوبی در روسیه ایفای نقش نماید و بعدها جایگاه آن شناخته شد. پس از پایان جنگ سرد و گسترش ارتباطات، کشورهای اروپائی، آمریکا، ژاپن و دیگر کشورها با دانش TRIZ آشنا شده و با پی بردن به اهمیت فوق العاده زیاد آن بلافاصله آن را جذب کرده و ضمن به کارگیری درصد رشد و توسعه آن برآمدند.

چنان که در حال حاضر درباره TRIZ به عنوان یک دانش تخصصی تحقیقات وسیعی به عمل می آید و اصول و مفاهیم آن توسط بسیاری از دانشمندان، پژوهشگران، مدیران، مهندسان و کارشناسان رشته های مختلف علمی در جهت حل مسائل و ایجاد نوآوری­ها به کار گرفته می شود و همچنان به سرعت در حال گسترش و تکامل است.

بزرگ ترین خلاقیت و نوآوری آلتشولر به عنوان یک دانشمند علوم و مهندسی، یک دانشمند خلاقیت شناس و نیز به عنوان یک مخترع، خلاقیت و نوآوری او درباره خود موضوع خلاقیت و نوآوری می باشد.

آلتشولر به عنوان مخترع فنون اختراع و پایه گذار دانش TRIZ با تلاش و پشتکار بسیار جدی به مدت 52 سال در راستای رشد و توسعه آن یکی از اصلی ترین و موثرترین بنیانگذاران علم خلاقیت شناسی و از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم محسوب می شود ( آلتشولر در سال 1998 در آمریکا این دنیا را ترک نمود). نقش و اهمیت نظریه TRIZ شاهکار علمی آلتشولر به قدری است که از جنبه ای می تواند در ردیف نظریه های علمی بزرگی مانند نظریه کوانتومی و نظریه نسبیت قرار گیرد و آلتشولر را با دانشمندان بزرگی مانند پلانک، انیشتین، شرودینگر، پیاژه و پائولینگ همسنگ نماید.

نگارنده معتقد است اگر چنانچه جایزه نوبلی نیز به نام جایزه نوبل خلاقیت شناسی (مانند جوایز نوبل فیزیک، شیمی و زیست شناسی) وجود می داشت بی گمان آلتشولر از شایسته ترین دریافت دارندگان آن می بود.

4-1- اجزاء اصلی دانش TRIZ :
به طور کلی مجموعه نتایج حاصل از خلاقیت شناسی تحلیلی اختراعات توسط آلتشولر که تشکیل دهنده دانش TRIZ است شامل مفاهیم مختلفی است که مهم ترین آنها به طور خلاصه و فهرست وار موارد زیر می باشند:

1-4-1- قانون افزایش سطح ایده آل بودن [19] (قانون کمال). به این معنی که نظام های فنی [20] همواره به سمت افزایش درجه ایده آل بودن یا کمال خود پیش می روند. ایده آلی یا سطح ایده آل بودن عبارت از نسبت جمع کلیه جنبه های مثبت و مفید سیستم به جمع کلیه جنبه های منفی و مضر سیستم می باشد.

2-4-1- سیستم 4 مرحله ای حل مسئله : شامل مراحل زیر می باشد:

1) شناخت مسئله

2) فرمول بندی مسئله

3) جستجوی مسائل قبلا حل شده (استفاده از 39 پارامتر مهندسی)

4) استفاده از الگوهای راه حل های کشف شده( به کار گیری 40 اصل اختراع)

3-4-1- سطوح 5 گانه حل مسئله و نوآوری:

شامل 5 سطح زیر است:

1) راه حل های مشخص

2) بهبودهای کوچک

3) بهبودهای بزرگ

4) مفاهیم جدید

5) کشف های بنیادی

4-4-1- تحلیل ماده – میدان [21] (تحلیل Vepol):

با استفاده از این تحلیل مسائل به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند :

1-4-4-1- مسائل آشنا (مانوس) تحت عنوان مسائل استاندارد

2-4-4-1- مسائل ناآشنا (نامانوس) تحت عنوان مسائل غیر استاندارد

5-4-1- قوانین 8 گانه تحول و تکامل نظام های فنی [22] (قوانین پیشرفت فناوری)

6-4-1- تعداد 76 راه حل ابداعانه استاندارد [23] :

مسائل استاندارد شناخته شده با تحلیل Vepol می توانند با استفاده از این 76 راه حل ابداعانه استاندارد حل شوند.

7-4-1- ماتریس تناقض ها [24]:

در نظریه TRIZ از مسئله ابداعی [25] تحت عنوان تناقض تعبیر می شود که معنی آن دو موقعیت متضاد یا دو کیفیت متعارض است، یعنی افزایش سطح کیفیت یکی موجب کاهش سطح کیفیت دیگری می شود و حل ابداعانه مسئله، کشف راه حل این تناقض می باشد.

8-4-1-تعداد 40 اصل برای اختراع و نوآوری [26]

9-4-1- مجموعه ای از تاثیرات علمی اساسی

(تاثیرات فیزیکی، شیمیائی، هندسی و زییست شناختی)

10-4-1- روش [27] ARIZ (الگوریتم حل ابداعانه مسئله):

ARIZ یک دستورالعمل نظام یافته برای شناسائی راه حل مسئله غیراستاندارد با استفاده از قابلیت های همه فنون و روش های خلاقیت می باشد.

6-1- فواید و کاربردهای TRIZ
با استفاده از دانش TRIZ می توان به نتایج و دستاوردهای متعددی از جمله موارد زیر دست یافت:

1-6-1- دستیابی به نوعی نگرش جامع علمی به ابداعات و اختراعات.

2-6-1- شکل گیری جنبه های بسیار مهمی از علم خلاقیت شناسی.

3-6-1- دستیابی به نوعی جهان بینی خلاق.

4-6-1- کشف انواعی از راه حل ها برای مسائل ابداعی یعنی مسائلی که با روش های معمولی متداول راه حل آنها به دست نمی آید.

5-6-1- دستیابی به بهترین و موثرترین راه حل ها برای انواع مسائل علمی، فنی، انسانی و اجتماعی.

6-6-1- پیش بینی روند ابداعات و اختراعات در آینده (خلاقیت شناسی آینده شناختی)

7-6-1- ارائه آموزش های نوین مبتنی بر TRIZ در مدارس و دانشگاه ها (خلاقیت شناسی پرورشی مبتنی بر TRIZ )

8-6-1- تسهیل و تسریع روند رشد و توسعه علوم و فناوری.

7-1- دیگر رویکردهای خلاقیت شناختی مبتنی بر TRIZ
با استفاده از اصول و مفاهیم TRIZ و توسعه تحلیل های مبتنی بر آن، رویکردهای خلاقیت شناختی خلاصه شده یا تعمیم یافته تر دیگری مانند موارد زیر حاصل شده است و این روند تکاملی همچنان ادامه دارد.

1-7-1- رویکرد خلاقیت شناختی [28] USIT:

رویکرد ساده شده و عصاره ای از TRIZ (ارائه شده توسط سیکافوس [29] در شرکت فورد) به معنی تفکر ابداعانه ساختار یافته یکپارچه.

2-7-1- رویکرد خلاقیت شناسی AZIT (با واژگان روسی و به انگلیسیASIT [30] ) :

به معنی تفکر ابداعانه نظام یافته پیشرفته.

3-7-1- رویکرد خلاقیت شناسی TRTS (با واژگان روسی و انگلیس [31] TDTS) به معنی نظریه رشد و توسعه نظام های فنی.

4-7-1- رویکرد خلاقیت شناختی TRTL ( با واژگان روسی و به انگلیسی [32]TDCP) به معنی نظریه رشد و توسعه افراد خلاق.

5-7-1- رویکرد خلاقیت شناختی [33] TTVC به معنی نظریه جامع برای خلاقیت چند جانبه.

6-7-1- رویکرد خلاقیت شناختی OTSM (با واژگان روسی و به انگلیسی [34]GTST) به معنی نظریه عمومی تفکر قوی.

نقل از شبکه مهندسی صنایع

+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 9:1 |

چند وقته میستیریو تو این دنیا نیست!اما باز هم سعی می کنم از مطالب روز رشتم چیزی براتون داشته باشم:در ضمن اگر سوالی در مورد مطالب داشتید تو نظرات  یک لینک بگذارید تا بتونم جواب بدم 
توفان فكري "BRAIN STORMING" يكي از شناخته شده ترين شيوه هاي برگزاري جلسات هم فكري و مشاوره بوده و كاربرد جهاني دارد. اين روش داراي مزايا وويژگيهايي منحصربه فرد است . درواقع بسياري از تكنيك هاي ديگر منشعب از اين روش است .
در راهبري پروژه ها ؛ يكي از موثرترين شيوه هايي كه مدير پروژه جهت شناخت نقاط ضعف پيشبرد پروژه و شناخت راههاي بهبود كار بكار مي برد ؛ استفاده از اين شيوه شناخته شده است .بعضا در پروژه هاي بزرگ حداقل هر ماه يكبار اين جلسات تشكيل مي شود.
در اينجا ضمن معرفي كوتاهي از تاريخچه و تعريف توفان فكري به بررسي قواعد اين روش مي پردازيم . آنگاه تركيب اعضا و گروه مشخص مي شود و پس از آن روندبرگزاري يك جلسه توفان فكري ارائه مي گردد. درنهايت مزايا و معايب اين روش معرفي مي شود تا دبيران و روساي جلسات بتوانند دامنه كاربرد آن را ارزيابي كرده و درجاي خوداز آن استفاده كنند.
اين روش توسط الكس اسبورن در سال 1988 معرفي گرديد. در آن زمان بنيادفرهنگي اسبورن اين روش را در چندين شركت تحقيقاتي ، بازرگاني ، علمي وفني براي حل مشكلات و مسائل مديريت به كار گرفت . موفقيت اين روش در كمك به حل مسائل آن چنان بود كه ظرف مدت كوتاهي به عنوان روشي كارآمد شناخته شد.
فرهنگ لغت و بستر تعريف توفان فكري را چنين بيان مي دارد: "تكنيك برگزاري يك كنفرانس كه در آن سعي گروه بر اين است تا راه حل مشخصي را بيابد". در اين روش همه نظرات در جمع بندي مورداستفاده قرار مي گيرند. روش توفان فكري امروزه يكي ازمتداول ترين روشهاي تصميم گيري گروهي است و موجب گسترش و تحول بسياري ازروشهاي مرتبط و مشابه گرديده است . دانشمندان زيادي ازجمله : اسبورن ، كال وهمكاران ، بوچارد، گچكا و همكاران ، دلبگ و همكاران ، لوئس ، ونگاندي و سيج دركتابهاي خود به اين روش پرداخته اند و جهت ارتقا آن كوشيده اند.
قواعد توفان فكري
اسبورن عنوان مي دارد: "پيشنهاد ايجاد شده در ذهن يك فرد عادي در گروه ، 2 برابرپيشنهاد ايجاد شده درحالت انفرادي است ". درصورتي كه قواعد و مقررات مشخصي براي جلسات توفان فكري در نظر گرفته و رعايت گردد، اين روش بسيار كارآمدترخواهدشد. توفان فكري بر دو اصل و چهار قاعده اساسي استوار است .
اصل اول مبتني بر تنوع نظرات است . تنوع نظرات آن بخش از مغز را كه به خلاقيت مربوط است فعال تر مي كند تا بر تفكر قضاوتي "JUDJMENTAL THINKING" خودفائق آيد. تفكر قضاوتي درواقع به معني ارزيابيها و نظرات تكميلي نسبت به مطلبي مطرح شده است . به اين منظور بعد از آنكه تمامي پيشنهادات را جمع آوري گرديد:بررسي و ارزيابي پيشنهادات صورت مي گيرد.
اصل دوم كميت ، فزاينده كيفيت است . يعني هرچه تعداد پيشنهادات بيشتر شود،احتمال رسيدن به يك راه حل بهتر افزايش مي يابد.
چهار قاعده اساسي توفان فكري
1 - انتقال ممنوع : اين مهمترين قاعده است و لازم است تمام اعضا به آن توجه كرده وبررسي و ارزيابي پيشنهاد را به آخر جلسه موكول كنند. ضمن اينكه ملاحظه تبعيض آميزپيشنهادات نيز ممنوع است .
2 - اظهارنظر آزاد و بيواسطه : اين قاعده براي جرات بخشيدن به شركت كنندگان براي ارائه پيشنهاداتي است كه به ذهن آنها خطور مي كند. به عبارت ديگر در يك جلسه توفان فكري تمام اعضا بايد جسارت و شهامت اظهارنظر را پيدا كرده باشند و بدون آنكه ترسي از ارزيابي و بعضا انتقاد مستقيم داشته باشند; بتوانند پيشنهاد و نظر خود را بيان كنند.هرچه پيشنهادات جسورانه تر باشد نشان دهنده اجراي موفق تر جلسه است .
3 - تاكيد بر كميت : هرچه تعداد نظرات بيشتر باشد، احتمال وجود پيشنهادات مفيد وكارسازتر در بين آنها بيشتر مي شود. موفقيت اجراي روش توفان فكري با تعدادپيشنهادات مطرح شده در جلسه رابطه مستقيم دارد. در اين روش اين گونه عنوان مي شودكه هرچه تعداد پيشنهاد بيشتر باشد احتمال وجود طرح پيشنهاد كيفي بيشتر است .
4 - تلفيق و بهبود پيشنهادات : اعضا مي توانند علاوه بر ارائه پيشنهاد، نسبت به بهبودپيشنهاد خود اقدام كنند. روش توفان فكري اين امكان را به اعضا مي دهد كه پس ازشنيدن پيشنهادات ديگران پيشنهاد اوليه بهبود داده شود. آنها همچنين مي توانند پيشنهادخود را با چند پيشنهاد ديگر تلفيق كرده و پيشنهاد بهتر و كاملتري را به دست آورند.
تركيب اعضاي گروه توفان فكري
درهر جلسه توفان فكري لازم است افراد ذيل حضور داشته باشند: رئيس ، دبيرجلسه و اعضاي گروه . رئيس جلسه ، قواعدكاري و مسئله موردبحث "مشكل " را مطرح مي كندو ناظر بر حسن اجراي آنهاست . دبير، كار ثبت صورتجلسه را انجام مي دهد. بهتر است دبير نزديك رئيس جلسه بنشيند، به طوري كه بتواند نقش رابط غيرمستقيم بين رئيس جلسه و اعضا را ايفا كند. بهتر است پيشنهادات بطور گزارشي - نه كلمه به كلمه -يادداشت شوند. اسبورن پيشنهاد مي كند كه از افرادي كه داراي موقعيتهاي شغلي يكسان هستند براي هم فكري ، دعوت به عمل آيد. ضمنا بايد درنظرداشت چنانچه رئيس ومرئوس با هم در يك گروه باشند، اصل اظهارنظر آزاد و بيواسطه خدشه خواهديافت مگرآنكه براي آن قبلا تدابيري انديشيده شده باشد.
رويه برگزاري جلسات توفان فكري
يك گروه 6 تا 12 نفري از اعضا انتخاب مي شوند "حتي الامكان از لحاظ رتبه اداري همسان باشند";
مشكل به روشني تعريف شده ، و براي شركت كنندگان توضيح كافي داده مي شود;
حداقل يك هفته از طرح صورت مسئله گذشته باشد "يعني دستور كار هر جلسه قبلااعلام شده باشد";
بلافاصله پيش از جلسه اصلي توفان فكري ، براي اعضا، جلسه اي توجيهي برگزارمي شود;
با نوشتن صورت مسئله بر روي تخته سياه به طوري كه براي همه قابل خواندن باشد،جلسه توفان فكري شروع مي شود;
رئيس جلسه 4قاعده جلسه توفان فكري را متذكر مي شود;
هريك از اعضا كه مايل به ارائه پيشنهاد باشد دست خود را بالا مي برد و در هر نوبت يك پيشنهاد را ارائه مي دهد;
رئيس جلسه طي يادداشتي 2كلمه اي و كوتاه ، هريك از پيشنهادات را روي تخته سياه مي نويسد و در همين حال دبير جلسه پيشنهاد را با جزئيات بيشتري ثبت مي كند;
درصورت لزوم رئيس جلسه مي تواند براي برانگيختن اذهان در ارائه پيشنهادات جديدصورت مسئله يا پيشنهادات ارائه شده ، را مجددا طرح كند;
مدت زمان جلسه نبايد از حد مجاز، كه معمولا 60 دقيقه است تجاوز كند.
مزايا و معايب
با وجودي كه روش توفان فكري بسيار متداول و رايج است ، ليكن تاكنون به طورخاص ، درجهت روشن نمودن بهترين شرايط اجراي اين روش ، تحقيقات كافي صورت نگرفته است . مزاياي اين روش عبارتند از:
1 - باتوجه به اصل هم افزايي يا سينرژي باعث مي شود كه خلاقيت گروهي موثرتر ازخلاقيت فردي عمل كند;
2 - با اين روش ، در مدت زمان نسبتا كوتاهي ، شمار زيادي پيشنهاد حاصل مي شود;
معايب و نقايص اين روش عبارتند از:
1 - ممكن است ، ايجاد شرايط جهت اظهارنظر آزاد و بيواسطه دشوار باشد;
2 - گروه معمولا تحت فشار اكثريت قرار گرفته و موجب مي شود فرد با نظر اكثريت موافقت كند، حتي اگر قويا احساس كند كه نظر اكثريت اشتباه است ;
3 - اكثر اوقات تمايل گروه بر حصول يك توافق است ، تا دستيابي به پيشنهادات متنوعي كه به خوبي موردبررسي قرار گرفته باشند; درواقع اين حركت در حال حاضر بخاطرساختار جلسات ، به صورت عادت در آمده است .
4 - هنگام توفان فكري ، اغلب افراد مواردي بديهي يا ايده آل را پيشنهاد مي كنند و اين ازتلاش آنها براي بحث بيشتر و درنتيجه ارائه پيشنهادات خلاق مي كاهد;
5 - ماهيت تنوع گراي توفان فكري ; خود به خود مسبب افزايش پيشنهادات مي شود ولي اصلاح و پالايش ساختاري پيشنهادات را دربرندارد;
6 - اگر گروه از يك رئيس جلسه خوب برخوردار نباشد ممكن است برخي از افرادجلسه را، به طور كامل تحت الشعاع خود قرار دهند;
7 - اجراي موفقيت آميز اين روش مستلزم شناخت قبلي افراد از مسئله است ;
8 - در اين روش ، بهبود مرحله به مرحله "تدريجي " پيشنهادات كمتر مشاهده مي شود;
9 - گاهي اوقات اين روش ، به مسائل نسبتا ساده و پيش پاافتاده محدود گشته و باعث مي شود كه روش ارائه شده ، براي حل مسائل كلي پيچيده و كارآيي كافي را نداشته باشد;
10 - براي بعضي افراد، پيروي از قواعد اين روش ، يا ارائه پيشنهادات متنوع مشكل است .
روشها و تكنيك هاي مشابه
از توفان فكري روشهاي گوناگوني مشتق شده است . مثلا، يك روش مي گويد بهتراست شركت كنندگان پيش از ورود به جلسه پيشنهادات خود را كتبا، دراختيار رئيس جلسه قرار دهند، رئيس جلسه ، پيشنهادات را بدون اعلام منبع ، براي همه شركت كنندگان قرائت مي كند. اين روش كه براي ازبين بردن معايب بندهاي 2و3 مورداستفاده قرارمي گيرد، توفان فكري گمنام "ANONYMOUS BRAINSTORING" نام دارد.
شيوه هاي ديگري نيز وجود دارد. به عنوان مثال از شركت كنندگان خواسته مي شود، تانظرات خود را در مدتي كوتاه به رشته تحرير درآورند. اين روش افكارنويسي "BRAINWRITING" خوانده مي شود.
تلفيقي از افكارنويسي و توفان فكري نيز وجود دارد كه به روشTRIGGER مشهوراست . اين روش را جورج مولر كارشناس شركت فورد موتورز ابداع كرد. در اين روش شركت كنندگان هركدام شخصا فهرستي از كلمات مرتبط به مسئله را تهيه مي كنند. مزيت اين روش بر روش توفان فكري در اين است كه قابليت بسط و گسترش پيشنهادات رادارد.
ويليام گوردن به منظور غلبه بر برخي مشكلات توفان فكري شيوه جديدي را ابداع كرد. رويه آن بدين گونه است كه : رئيس جلسه ، از گروه مي خواهد تا به مفهوم يا اصول مسئله پرداخته و مسئله را ريشه اي موردبررسي قرار دهند. رفته رفته ، با مطرح شدن نظرات متفاوت ، افراد اطلاعات بيشتري پيدا كرده و پيشنهادات جديدي مطرح مي كنند.مزيت عمده اين روش ، امكان بررسي ساير پيشنهادات و عدم تمركز بر يك پيشنهاداست . درنتيجه اين روش مانع تصميم گيري ناپخته در فرايند حل مسئله مي گردد.
گونه ديگر توفان فكري شيوه SUCCESIVE INTEGERATION OF PROBLEM ELEMENTS=SIL است . اين روش به وسيله هلموت اشليكسوپ از موسسه باتل ابداع گرديد. معايب بندهاي شماره 2،3،5 با اين روش برطرف خواهدشد. در اين روش عناصرجلسات آزاد و روابط اجباري بطور فزاينده تركيب مي شوند تا اينكه گروه به راه حل نهايي موردتوافق دست يابد. توفان فكري عبارت است از بيان تفكرهاي متنوع ، درحالي كه روش SILكتبي بوده و تفكر "چه متنوع ، چه مشابه " اصل است .
گروه اسمي و دلفي نيز مواردي از توفان فكري است كه در آينده موردبررسي قرارخواهدگرفت . اين دو روش عيب بند 8 را مرتفع مي كند

+ نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 21:4 |
کسی می گفت:زندگی یعنی تسلیم نشدن!

دیگری گفت: زندگی سه نوع است:

۱-زنده ماندن

۲-زندگی کردن

۳-زندگی بخشیدن

اما من تعریف خودم را دارم:

زندگی یعنی عشق

وعاشق همیشه زنده است وبه یک چیز فکر می کند:زندگی بخشیدن!

امیدوارم لیاقت عشق راداشته باشم تا نام عاشق بگیرم!

+ نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 20:53 |