<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فریادخاموش</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 10 Dec 2009 15:36:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>از من به گل ابریشم.....</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>نمی دانم از کجا شروع کنم نمی دانم شاید هیچ گاه در زندگی اینقدر نمی دانم نگفته باشم! قلب و عقلم همچون دو دیوانه به جان هم افتادند هر دو زخمی شدند و در آخر هر دو زاری کنان نام تو را فریاد زدند انگار آرامشی جز تو نمی شناسند.... نمیدانم چرا هر وقت تو را می بینم یا این نیست یا آن! شاید یکی از آنها خود را در لابلای موهایت پنهان می کند تا با تو باشد !و دیگری می ماند تا جواب تو را بدهد چون می ترسد اگر آن هم راه اولی را برود من دیوانه شوم و آنها دیگر هیچکدام بخت دیدنت را نداشته باشند! شاید به همین دلیل است که هر بار جایشان را عوض می کنند و دیگری نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گل ابریشم قسم به خدایی که تو را آفرید هیچ گاه نخواستم ناراحتت کنم به همین خاطر زبان از حقیقت بستم! حقیقتی که آزارم میداد و فقط از خدا خواستم حفظت کند ! بهایش هر چه باشد قبول دارم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تمام عمر خواستم نشکنم دلی را ! که دل شکسته آهی جان سوز دارد و من از این اه در هراسم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس چگونه این کار با تو توانم! بدان نبوده ام مگر در خدمتت به آشکار و نهان که نهان صد لذت داشت افزون!نخواستم  خود ر ا فقط قدر شبنمی صبحگاهی مدیون احساس کنی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انچه به توگفتم نبود مگر حقیقت!اما از گفتن آن حقایق ناخرسندم!زیرا من نه ان بودم که از جفای دهر سخن به میان آورم! و اگر سخنی بود حکایت از زبان دلی بود پژمرده وتمام سخنم این است که من نه آنم! به خدا می سپارمت واز خود او می خواهمت!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Dec 2009 15:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدون شرح</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>بسیاری از افراد شادی های  کوچک را در امید خوشبختی بزرگ از دست می دهند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 17:03:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=content&gt;
&lt;DIV id=left&gt;
&lt;DIV class=entry&gt;
&lt;DIV class=post id=post-6137&gt;
&lt;H2&gt;&lt;A title=&quot;پیوند پایدار برای  هرماه ۷۰ دکتر و ۴۵۰ فوق‌لیسانس از ایران مهاجرت می‌کنند&quot; href=&quot;http://isen.ir/?p=6137&quot; rel=bookmark&gt;هرماه ۷۰ دکتر و ۴۵۰ فوق‌لیسانس از ایران مهاجرت می‌کنند&lt;/A&gt; &lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=allinfos&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SMALL&gt;آبان ۱۹م, ۱۳۸۸&lt;/SMALL&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN class=content&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;بر اساس گزارش جدید صندوق بین‌المللی پول، ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان ۹۱ کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا کسب کرده است.&lt;BR&gt;صندوق بین‌المللی پول گزارش داده است که سالانه حدود ۱۸۰‌ هزار ایرانی تحصیلکرده به امید زندگی و یافتن موقعیت‌های شغلی بهتر از کشور خارج می‌شوند‌. این صندوق بین‌المللی در گزارش خود می‌افزاید که رقم خروج حدود ۱۸۰‌هزار نخبه تحصیلکرده از ایران‌، به معنی خروج سالانه ۵۰ میلیارد دلار ارز از کشور است‌.&lt;BR&gt;طبق این آمار هم‌اکنون بیش از ۲۵۰‌ هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از ۱۷۰‌ هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه ۳/۲ نفر با مدرک دکترا، ۱۵‌ نفر با مدرک کارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرک کارشناسی از کشور مهاجرت کرده‌اند‌.&lt;BR&gt;طبق این آمار ماهانه ۷۰نفر با مدرک دکترا و بیش از ۴۵۰نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد از کشور خارج می شوند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 11:16:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فن آوری گروهی</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>این ماله چون حجم بسیار بالایی داشت فقط لینکش رو گذاشتم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://isen.ir/wp-content/uploads/2009/05/13880231_production_doc.pdf&quot;&gt;http://isen.ir/wp-content/uploads/2009/05/13880231_production_doc.pdf&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 12:25:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارايه الگوريتم بهينه براي يافتن كوتاهترين مسير دوطرفه براي يك طرح چيدمان</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;&lt;FONT face=BMitra,Bold size=4&gt;
&lt;P align=left&gt; &lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;در اين مقاله مساله طراحي كوتاهترين مسيري كه با هر يك از دپارتمانهاي بلاك چيدمان همسايه باشد، در نظر گرفته مي شود &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;براي اين مساله يك مدل برنامه ريزي عدد صحيح ارايه مي شود &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;تابع هدف، كمينه كردن طول مسير است&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;مسير بايد همبند بوده و با هر يك ازسلولها حداقل در يك ضلع همسايه باشد &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;در مدل يكي از روشهاي مدلسازي كه براي طراحي كوتاهترين تك حقله ارايه گرديده است، مورد استفاده قرار مي گيرد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;براي حل مدل از يك الگوريتم شاخ ه و برش ساده استفاده مي شود &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;نتايج نشان مي دهد كه مسايلي با اندازه هاي كمتراز &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;45 &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;سلول با يك نرم افزار حل كننده مسايل برنامه ريزي عدد صحيح به سادگي قابل حل هستند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;برای دریافت متن کامل به آدرس زیر مراجعه کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT face=BMitra&gt;&lt;A href=&quot;http://isen.ir/wp-content/uploads/2009/03/13871219_optimization_doc.pdf&quot;&gt;http://isen.ir/wp-content/uploads/2009/03/13871219_optimization_doc.pdf&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 12:22:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گوگل</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=content&gt; 
&lt;P&gt;لوگوی گوگل امروز 7 اکتبر به مناسبت شصت و یکمین سالگرد ابداع بارکد شبیه به بارکدی شد که بی شک پس از آنکه در مقابل یک دستگاه بارکدخوان قرار گیرد تبدیل به لوگوی همیشگی خواهد شد. ایده بارکد را نورمن جوزف وودلند و برنارد سیلور توسعه دادند 7 اکتبر 1948 این دو دانشجوی دانشگاه درکسل با استفاده از کدهای مورس بارکدهای تخم مرغی شکل را اختراع کردند و اختراع خود را به ثبت رساندند.&lt;BR&gt;&lt;SPAN id=more-5696&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://isen.ir/wp-content/uploads/2009/10/13880716_Google-Logo.jpg&quot;&gt;&lt;IMG class=&quot;aligncenter size-full wp-image-5697&quot; title=&quot;13880716_Google Logo&quot; height=324 alt=&quot;13880716_Google Logo&quot; src=&quot;http://isen.ir/wp-content/uploads/2009/10/13880716_Google-Logo.jpg&quot; width=579&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;این دو دانشجو برای ایمن کردن بارکدها از دستگاههای گرمایی استفاده کردند به طوریکه گرمای ساخته شده از لامپی که برای روشنایی استفاده می شود و وزن ناشی از آن موانع غیرقابل عبوری بودند که از افشای کدها جلوگیری می کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گام بعدی آنها توسعه فناوری لیزری بود که دستگاههای بارکدخوان را می ساخت این دستگاهها از مدارات مجتمعی ساخته شده بودند که امکان رمزگشایی کدها را میسر می کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سیلور در سال 1963 و قبل از آنکه کاربردهای متعدد این اختراع خود را ببیند در سن 38 سالگی مرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سال 1972 “وودلند” که در آن زمان در “آی بی ام” کار می کرد، بارکدهای خطی را توسعه داد این بارکدها در 3 آوریل 1973 با نام UPC (کد محصول یونیورسال) ارائه شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;26 ژوئن 1974 اولین محصول که یک بسته آدامس آمریکایی بود با استفاده از یک بارکدخوان در سوپرمارکتی در اوهایو فروخته شد این بسته آدامس هم اکنون در موزه ملی تاریخ اسمیت سونیان در آمریکا نگهداری می شود.&lt;BR&gt;در سال 1992 وودلند از جورج بوش پدر مدال ملی فناوری را دریافت کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به گزارش مهر، بیشتر بارکدها یک کد کنترل دارند که دستگاه بارکدخوان می تواند آن را بخواند و برای اطمینان از اطلاعات مندرج در بارکد آن را بررسی کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروزه دستگاههای بارکدخوان بیش از گذشته مینیاتوری شده اند و حتی در آینده ای نزدیک تلفنهای همراه نیز می توانند مجهز به این دستگاهها شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بارکدها در زندگی فناوری تمام مردم جهان نقش مهمی ایفا می کنند و به همین دلیل بزرگترین موتور جستجوی دنیا شصت و یکمین سالگرد اختراع این کد مهم را با تغییر لوگوی خود جشن گرفت&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 12:18:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از من به گل ابریشم....!</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>نمی دانم شاید ادم ها دوست دارند دروغ بشنوند ؟ شاید راستگویی و دروغگویی جایشان عوض شده؟ شاید دیگر قحطی راستگویی شده که مردم هیچ حرفی را راست نمی دانند؟جالب است که وقتی راست می گویی به تو با دیده تحیر و تعجب نگاه میکنند چنان که گویی خواسته ای به آنها اثبات کنی قضیه نسبیت را! اما وقتی دروغ می گویی چنان باور می کنند که انگار خوانده ای وحی منزل را برگوش! شاید این بزرگترین نسبیت دنیا باشد که نسبت می دهند راست را به دروغ و دروغ را به راست ! شاید مردم ما خالی شده اند از خوشبینی! البته حق دارند جایی که کدخدا دزد باشد رعیت را با گرگ گله و تازی و مغول  دوستی بسی عمیق تر است! وقتی می بینی هر چیزی دز همه معنا جلوه می کند الا در قالب خود دیدن ادمیای که یا مایع اند و یا گاز تعجبی ندارند حد اقل گاز ها بهترند چون حتی اگر شکل جامعه به خود بگیرند باز هم از تکاپو نمی ایستند!! جامدات را دیگر باید در کتاب های ترمودینامیک ویا لابلای برگ های تاریخ جست نمی دانم چه شده که مردم دیگر به هیچ شکلی از ماده قانع نیستند و رفته اند به دنبال حالات خاصی چون کره یا ژله که نه اینند ونه آن! آه گل ابریشم..... کاشکی من هم ناتانائیل داشتم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کاشکی مجبور نبودم در کودکی کارتون هایی چون میو میو عوض میشه را ببینم تا اماده شوم برای دیدن تعویض روح ها که صف آن از صف تعویض روغنی ها هم شلوغ تر است باز هم تعویض روغنی بسی بهتر است چون روغن سوخته به درد کف کارگاه می خورد اما ارواح سوخته را نمی دانم ... مرجوعی قبول می کنند یا نه! نمی خواهم بگویم من دیگر نیستم! می خواه بگویم من تا کنون نبوده ام.....! شاید...اما تازه آمده ام از راهی دراز ! با کوله باری از حرف! نمی دانم آن روز که به تو در بالای قله ی خوشبختی سلام می کنم باز هم مرا می شناسی ؟ اما من می شناسمت ! می دانمت! درکت میکنم چنان که گل قطره ی شبنم صبحگاهی را!  و آنگاه است که در می اورم رخت ولباس این دنیا را و به تو نشان می دهم زخم هایی را که بر من زدند آدمیان تا تو آنها را درمان کنی ! آخر این زخم ها زخم خنجر نیست زخم دل است و حکایت نای و نی! واین فقط تویی که می فهمی مرا!گل ابریشم به خدایت می سپارم تا روز رستگاری! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در آن درخشش صبح و آنجا باز میگویمت  حکایت هجران را!وقتی که تمامی دنیا با من سر جنگ داشتند سپر انداختم و تو را تنها گذاشتم اما ای کاش بدانی که اگر می ماندم انتقام شکست را از تو می گرفتند !سبز و پاینده می خواهمت هر چند دور از خود! هر چند که نفس کشیدن بی هوایت مقدور نباشد هر چندکه ندانی می خواهمت آنچنان که گیاه آب را یا شب ماه را ! پاینده بادی گل ابریشم!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 17:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>real life</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;P dir=ltr&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;real life is the second you&apos;re in cause the past has been past and future has&apos;nt come yet!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;the second is the reality and the reality is what you do!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;if u have believe in what u do for sure u get success!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;but if u dont !you must&apos;nt get worried and let it goes cause if u fail to plane u plan to fail ! dont loose your hope ! if u have belive in god  trust him ! and  do what is necessery !cause god just will help the ones who are good walkers ,dont hurry and walk fast and dont be slow and let it goes ,do your work as well and know GOD always is with u! but never forget this never say never !every thing is possible as an example i my self have been rejected  more than 12 times but finally iget it cause i never loose my faith and hope and i have strong belief on my aimes!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;just do your work and laugh to the problems !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 12:22:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چارلی چاپلین</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم.</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 11:06:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>........</title>
<link>http://mistirio.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>شیشه ی پنجره را باران شست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نقش روی تو را &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه کسی از دل من خواهد شست؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 03:26:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mistirio&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>mistirio</dc:creator>
<guid>http://mistirio.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
